كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
338
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
قالَ الْمَلَأُ گفتند گروه بزرگان الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا آنان كه تكبر و سركشى مىكردند مِنْ قَوْمِهِ از قوم صالح ع لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا مر آنكسان را كه از ضعيفان شمرده بودند يعنى بيچارگان لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ مر آنكسان را كه گرويده بودند از ضعيفان و فقيران أَ تَعْلَمُونَ آيا شما مىدانيد أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ آن را كه صالح فرستاده شده است مِنْ رَبِّهِ از نزد پروردگار او و اين سخن از قبيل استهزا مىگفتند قالُوا گفتند آن ضعفا إِنَّا به درستى كه ما بِما أُرْسِلَ بِهِ بر آن چيز كه صالح را بدان فرستادهاند يعنى توحيد و عبادت مُؤْمِنُونَ گرويدگانيم قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا گفتند آنان كه سركشى مىكردند از ايمان به خدا و پيغمبر او إِنَّا به تحقيق كه ما بِالَّذِي آمَنْتُمْ بِهِ به آن چيزى كه شما گرويدهايد بدان كافِرُونَ ناگرويدگان و منكرانيم آوردهاند كه قوم ثمود از ناقه به تنگ آمدند چه در روز كه نوبت شرب او بودى تمام آب چاههاى ايشان را مىآشاميد و در روز كه نوبت قوم او بودى آب چاهها به چهارپايان ايشان وفا نمىكرد و ديگر به تابستان به ظهر وادى مىرفت چه ظهر وادى سردتر بود و انعام قوم ازو هراسان شده ببطن وادى مىرفتند و زمستان ببطن وادى توجه مىنمود و بطن وادى گرمتر بود و چهارپايان به ظهر وادى مىرفتند و ازين جهت ضرر بديشان مىرسيد و دو زن كه ايشان را عنيزه و صدوقه مىگفتند و مواشى بسيار داشتند اين صورت بديشان شاق بود قدار بن سالف و مصارع بن دهر را بر آن آوردند كه ناقه را پى كردند چنانچه تفاصيل آن مذكور خواهد شد انشاءالله العزيز و كشتن ناقه سبب نزول عذاب شد بديشان چنانچه حق سبحانه و تعالى مىفرمايد فَعَقَرُوا النَّاقَةَ پس پى كردند و بكشتند ناقه را وَ عَتَوْا و سركشى كردند عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ از امتثال فرمان پروردگار خويش وَ قالُوا و گفتند از روى استهزا يا صالِحُ ائْتِنا اى صالح بيار آن چيزى را كه بِما تَعِدُنا وعده مىكنى ما را از عذاب إِنْ كُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ اگر هستى تو از فرستادگان به راستى فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ پس فرا گرفت ايشان را بسبب كشتن ناقه زلزله بعد از شنيدن صيحه عظيمه فَأَصْبَحُوا پس بامداد كردند يعنى گشتند فِي دارِهِمْ در سراهاى خويش جاثِمِينَ بر روى در افتادگان و بر جاى مردگان .