كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

339

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

فَتَوَلَّى عَنْهُمْ پس رو بگردانيد صالح ع از ايشان وقتى كه ناقه را بكشتند خداى تعالى فرمود كه من قوم ثمود را به صيحه جبرئيل و به زلزله هلاك خواهم كرد وَ قالَ و گفت صالح ع از روى تحسر يا قَوْمِ اى گروه من لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ به خدائى كه برسانيدم بشما رِسالَةَ رَبِّي پيغام پروردگار من كه به اداى آن مأمور بودم وَ نَصَحْتُ لَكُمْ و نصيحت كردم شما را بوقت دعوت وَ لكِنْ لا تُحِبُّونَ و ليكن دوست نمىداريد شما و پيروى نمىكنيد النَّاصِحِينَ نصيحت‌كنندگان را كه از راه مهربانى شما را بايمان خوانده و از اتباع نفس و شيطان منع كنند وَ لُوطاً و ياد كن اى محمّد ص لوط بن هاران بن آزر بن ناخور كه برادرزاده ابراهيم بود آورده‌اند چون ابراهيم از بابل متوجه شام شد برادرزاده او يعنى لوط با وى بود خداى تعالى وى را پيغمبرى داد و باهل مؤتفكات فرستاد و آن پنج شهر بوده است سدوما و آن اعظم مدائن بود و ديگر عامورا و داد ما و صابورا و سعود او گويند صعود در هر شهرى چهار چهار هزار آدمى بودند لوط بسدوم آمد و خلق را به خدا دعوت كرد و بست و نه سال در ميان ايشان بود و بخيرات امر مىفرمود و از فواحش نهى مىكرد و يكى از فواحش ايشان لواطت بود حق سبحانه تعالى اين امت را از عاقبت امر ايشان خبر داد و فرمود اى محمد ياد كن قصّه لوط را إِذْ قالَ چون گفت لِقَوْمِهِ مر اهل سدوما را كه لوط ميان ايشان بود أَ تَأْتُونَ آيا مىآئيد شما الْفاحِشَةَ بدين عمل زشت يعنى لواطت ما سَبَقَكُمْ بِها كسى پيشى نه‌گرفت بر شما بدين فاحشه يعنى پيش از شما اين كار نه‌كرده‌اند مِنْ أَحَدٍ هيچ يك مِنَ الْعالَمِينَ از عالميان إِنَّكُمْ آيا شما و حفص انكم بطريق خبر خواند يعنى به درستى كه شما اى قوم لَتَأْتُونَ الرِّجالَ مىآئيد به مردان شَهْوَةً از روى مباشرت مِنْ دُونِ النِّساءِ بدون زنان كه مباح كرده شده‌اند بر شما پس شما بطريق حق نيستيد بَلْ أَنْتُمْ بلكه هستيد شما قَوْمٌ مُسْرِفُونَ گروهى اسراف‌كنندگان و از حد درگذشتگان وَ ما كانَ و نه‌بود جَوابَ قَوْمِهِ جواب قوم لوط به ازاى اين كلام إِلَّا أَنْ قالُوا مگر آنكه گفتند بعضى از مردم سدوما مر بعضى را أَخْرِجُوهُمْ بيرون كنيد لوط را و دختران او را و آنها را كه ايمان آورده‌اند مِنْ قَرْيَتِكُمْ از ديه شما يعنى سدوما إِنَّهُمْ به درستى كه لوط و متابعان او أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ مردمانند كه طلب پاكيزگى مىكنند از فواحش يعنى درين عمل با ما متفق نيستند حق سبحانه و تعالى اين جواب از ايشان نه‌پسنديده عذاب برايشان فرود آمد چنانچه تفصيل آن بيايد ان‌شاءالله تعالى و چون عذاب نازل شد فَأَنْجَيْناهُ پس نجات داديم لوط را از ان وَ أَهْلَهُ و كسان او را از اهل بيت و مؤمنان إِلَّا امْرَأَتَهُ مگر زن او را كه واعله نام داشت و كفر خود را پنهان مىداشت و كفّار را بانكار لوط ع اغوا مىنمود كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ بود آن زن از باقىماندگان در ديار خود يعنى در رفتن با لوط اتفاق نه‌كرد و در ميان قوم لوط هلاك شد وَ أَمْطَرْنا و بارانيديم عَلَيْهِمْ بر كفار قوم لوط مَطَراً بارانى و چه بارانى يعنى عجب آن سنگ بوده كه بر سر قوم لوط بارانيد فَانْظُرْ پس بنگر اى بيننده كه كَيْفَ كانَ چگونه بود عاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ آخر كار گناهكاران -