كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
337
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ إِلى ثَمُودَ و فرستاديم بقبيله ثمود و ايشان قبيله ديگر بودند از عرب كه نسب ايشان به ثمود بن عابر بن ارم بن سام بن نوح منتهى مىشد و مساكن ايشان در زمينى بود كه آن را حجر مىگفتند ما بين ولايت حجاز و شام و اين مردم بت مىپرستيدند حق سبحانه تعالى بديشان فرستاد أَخاهُمْ صالِحاً برادر ايشان در نسب كه صالح بود و صالح به پنج پشت به ثمود مىرسيد قالَ گفت صالح چون به رسالت بر ايشان آمد يا قَوْمِ اعْبُدُوا اى گروه من بپرستيد اللَّهَ خداى را بىشريك ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ نيست شما را معبودى كه استحقاق الوهيت داشته باشد بجز وى قوم ثمود بسبب كثرت عدد و بسيارى مال و توانائى جثه تكذيب صالح كردند و گفتند كه ما را آيتى بنما كه بدان استدلال كنيم به رسالت تو صالح فرمود چه آيت مىطلبيد گفتند با ما بصحرا بيرون آئى كه فردا عيد ماست و بتان را آرايش داده بجلوه خواهيم آورد و تو از خداى خود چيزى درخواه ما نيز از خدايان خود چيزى در خواهيم پس دعاى هر كه به محل اجابت رسد ديگر آن را متابعت او بايد كرد و برين صورت قرار داده روز ديگر بيرون رفتند و هر نوع حاجتى كه از بتان طلبيدند اثر نجاح بظهور نيامد پس خجلت زده و رسوا شده سرهاى ملال در پيش افگندند جندع بن عمرو كه يكى از اشراف قبيله ثمود بود اشارت به سنگى كرد كه منفرد در صحرا افتاده بود و آن را كاتبه مىگفتند و گفت اى صالح بيرون آر ازين سنگ از براى ما ناقه مشابه شترى بختى بسيار موى و بستن باشد صالح ع فرمود كه اگر خداى من بقدرت كامله خود كه عجز را بدان راه نيست چنين شترى از سنگ بيرون آرد شما چه مىكنيد گفتند مىگرويم و پرستش خداى تو مىكنيم و برين شرط سوگند ياد كردند صالح دو ركعت نماز بگذارد و بدعا از حضرت عزت جل و علا اظهار اين معجزه طلب نمود فى الحال صخره در حركت آمد چون ماده شترى كه بوقت زادن ناله كند بناليد و بشگافت و ناقه بدان وجه كه مدعاى قوم بود بيرون آمد در غايت بزرگى چنانچه از يك پهلو تا پهلوى ديگر صد و بست گز بود و در عظمت جثه چون كوه مىنمود و فى الحال بزاد بچه مانند خود و مردمان در ان مىنگريستند جندع را مدد توفيق رفيق شده فى الحال ايمان آورد و بواقى اشراف قبيله ثمود در باديه خذلان سرگردان مانده دست انكار از آستين استكبار بيرون كردند قطعه يكى بنور عنايت ره هدايت يافت * يكى بوادى خذلان بماند سرگردان يكى به وسوسه ديو رفت سوى سقر * يكى ز پيروى حق گرفت و ملك جنان القصه آن شتر ميان قوم بماند و در مرعاى ايشان مىچريد و آب چاههاى ايشان بطريق غب او را مىرسيد و صالح بعد از ظهور اين معجزه گفت اى قوم قَدْ جاءَتْكُمْ به درستى كه آمد بشما بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ معجزه روشن از پروردگار شما كه دليل است بر كمال قدرت او و صحت نبوت من هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ اين شتر خداست اضافت از جهت تخصيص خواهد بود يعنى خدا بيرون آورد اين ناقه را از صخره كاثبة تا باشد لَكُمْ آيَةً مر شما را برهانى بر پيغمبرى من فَذَرُوها پس بگذاريد اين ناقه را تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ تا بخورد گياه در زمين خدا و شما را در خوردن او هيچ مئونتى نباشد وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ و مرسانيد بوى هيچ بدى فَيَأْخُذَكُمْ پس فراگيرد شما را عَذابٌ أَلِيمٌ عذابى دردناك استحقاق عذاب نه بهواسطه ضرر ناقه است بلكه به اقامت ايشان بر كفر بعد از شهود معجزه و عقر ناقه دليل عتو ايشان است در كفر وَ اذْكُرُوا و ياد كنيد نعمت خدا را إِذْ جَعَلَكُمْ چون گردانيد شما را خُلَفاءَ جانشينان در زمين مِنْ بَعْدِ عادٍ از پس هلاك قوم عاد وَ بَوَّأَكُمْ و جاى داد شما را فِي الْأَرْضِ در زمين حجر تَتَّخِذُونَ فرامىگيريد مِنْ سُهُولِها از زمينهاى نرم قُصُوراً كوشكها براى تابستان وَ تَنْحِتُونَ الْجِبالَ و سوراخ مىكنيد در كوهها يعنى مىسازيد در سنگ بُيُوتاً خانها براى زمستان فَاذْكُرُوا پس ياد كنيد آلاءَ اللَّهِ نعمتهاى خدا را از تمكن در زمين و قوت كندن كوهها وَ لا تَعْثَوْا و در تباهى غايت مجوئيد فِي الْأَرْضِ در زمين حجر مُفْسِدِينَ در حالتى كه قاصد آن فساد باشيد ايشان از جواب صالح ع اعراض نمودند و متعرض مؤمنان شدند چنانچه مىفرمايد .