كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

301

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ ذَرُوا دوست بداريد ظاهِرَ الْإِثْمِ آشكاراى گناه وَ باطِنَهُ و پنهان آن را يعنى ترك كنيد همه گناهان را زيرا كه گناه آشكارا باشد يا پنهان گفته‌اند نكاح محارم مكنيد و بزنا مائل مشويد و بعضى برآنند كه گناه ظاهر آنست كه بجوارح مىكنند و باطن آنكه بدل مىانديشند در حقايق سلمى آورده كه ظاهر اثم طلب نعمتهاى دنياست و باطن اثم ميل به نعمت‌هاى عقبى چه هر دو سبب مشغولى مىشود از حضرت مولى يا ظاهر حظوظ نفس است و باطن حظوظ قلب يا گناه ظاهر ميلست بمشتهيات نفس بجوارح و گناه باطن محبت آرزوهاى نفس است در دل يا ظاهر آنست كه خلق را بدان اطلاع افتد و باطن آنكه ميان بنده و خدا بود و حقيقت آنست كه گناه ظاهر اقوال و افعال سببيه است كه بجوارح و اعضا ارتكاب آن دست مىدهد و گناه باطن عقائد فاسده و عزائم باطله است و در بحر الحقائق فرموده كه همچنان‌كه انسان را ظاهريست يعنى بدن جسمانى و باطنىست يعنى دل روحانى گنه را نيز ظاهرى است و آن قول و فعل باشد موافق طبع و مخالف شرع و باطنى كه صفات حيوانيست و اوصاف سبعى و شيطانى پس حق سبحانه و تعالى مىفرمايد كه ترك كنيد افعال طبع را باستعمال اعمال شرع و دست بداريد از اخلاق ذميمه نفسانى به تخلّق باخلاق ملكى و ربانى و امام قشيرى قدس سره مىگويد كه چون حق تعالى نعمت ظاهر و باطن به تو ارزانى داشته كه و اسبغ عليكم نعمه ظاهرة و باطنه اينجا مىگويد ذروا ظاهر الاثم و باطنه يعنى شكر نعمت ظاهر و باطن ترك گناه ظاهر و باطن‌ست و ترك گناه ظاهر نجات نفوس است از عذاب نيران و ترك گناه باطن خلاصى قلوب است از عقوبت حرمان بيت ظاهر و باطن خود پاك كن از لوث گناه * تا از ان صورت و معنى تو پاكيزه شود إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الْإِثْمَ به درستى كه آنان كه كسب مىكنند گناه را ظاهرا و باطنا سَيُجْزَوْنَ زود باشد كه جزا داده شوند بِما كانُوا يَقْتَرِفُونَ به‌آنچه هستند كه كسب مىكنند آورده‌اند كه مشركان عرب كه مردار را حلال دانستندى گفتند اى محمد ص گوسفندى كه ميرد كشنده او كيست فرمود كه آفريننده او گفتند وا عجبا چيزى كه ياران تو مىكشند و سگ و چرغ هلاك مىكنند حلال و پاك است و هر چه خدا مىكشد حرام و ناپاكست ازين سخن وسوسه در خواطر ضعفاى اهل اسلام افتاد آيت آمد وَ لا تَأْكُلُوا و مخوريد مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ از آنچه ياد نكرده‌اند نام خدا را به ذبح آن و امام احمد حنبل رح حرام داند لحم متروك التسميه را خواه بعمد و خواه بسهو و امام مالك رح و امام شافعى رح بخلاف اين مىگويند كه ذبيحه مسلمان حلالست اگر چه تسميه نگفته باشد و امام ابو حنيفه رح ميان عمد و نسيان فرق مىكند اگر ترك تسميه بعمد كرد حرام است و الا حلال وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ و به درستى كه خوردن آن فسقست وَ إِنَّ الشَّياطِينَ و به درستى كه ديوان لَيُوحُونَ هر آئينه وسوسه مىكنند إِلى أَوْلِيائِهِمْ به دوستان خود از كافران لِيُجادِلُوكُمْ تا با شما خصومت كنند كه هرچه خود مىكشيد مىخوريد و آنچه خدا كشته مىگذاريد وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ و اگر شما اى مؤمنان فرمان بريد ايشان را در استحلال آنچه حرامست إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ به درستى كه شما مشركان باشيد زيرا كه ترك فرمان خدا به فرمان‌بردارى غير او شركست أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً آيا آن‌كس كه بود مرده بكفر يا جهل يا ضلالت فَأَحْيَيْناهُ پس زنده گردانيديم او را باسلام يا علم يا هدايت وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً و داديم مر او را نورى از حجج و براهين تا تمييز كند ميان حق و باطل يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ مىرود به آن نور در ميان مردمان به راه راست پس اين چنين كس باشد يعنى نباشد كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ مانند كسى كه صفت او آنست كه در تاريكيها مانده لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها نيست بيرون آينده از ان .