كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

302

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

كَذلِكَ همچنان‌كه آراسته‌اند ايمان را در دل مؤمنان زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ زينت داده‌اند براى كافران ما كانُوا يَعْمَلُونَ آنچه مىكنند از عبادت اصنام اين آيت در شان حمزه رض و ابو جهل لعنه اللّه نازل شده در وقتى كه ابو جهل از روى جهل و جرأت بىادبى نسبت با حضرت رسالت‌پناه ص كرده بود كه ذكر آن لائق حال نبوت و موافق استماع مخلصان امت نيست و حمزه رض در ان روز در شكار بود و چون بازآمد و شكايت بىحرمتى ابو جهل به او حكايت كردند حمزه رض خشمناك بر سر آن ناپاك بىباك رفت و كمان بر سر آن زد و كلمه شهادت بر زبان راند پس زنده بنور اسلام حمزه رض است و گرفتار ظلمات كفر و آثام ابو جهل و گفته‌اند درباره عمر بن الخطاب رض و ابو جهل فرود آمده كه هر دو در مقام آزار سيّد مختار بودند و آن حضرت دعا كرد كه يا رب اسلام را به يكى ازين دو تن عزيز گردان و دعاى آن حضرت ص درباره فاروق رض سمت استجابت يافت پس صاحب نور عمر رض است و مقيد ظلمت ابو جهل و محققان گفته‌اند كه موت به هواى نفسست و حيات به محبت حق يا موت به نكرتست و حيات به معرفت و در كشف الاسرار آورده كه حيات معرفت ديگر است و حيات بشريت ديگر عالميان بحيات بشريت زنده‌اند و دوستان بحيات معرفت روزى باشد كه حيات بشريت بسر آيد كل نفس ذائقة الموت و هرگز حيات معرفت بسر نيايد فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً و ازينجاست كه المؤمن حى فى الدارين بيت نميرد هرك را كه جانش تو باشى * خوشا جانى كه جانانش تو باشى شاه كرمانى قدس سره اين آيت خواند كه ا و من كان ميتا فاحييناه گفت نشان اين حيات سه چيزست از خلق عزلت و با حق خلوت و دوام ذكر به زبان و دل و بزرگى اين معنى را نظم فرمود رباعى بر روى خلايق در صحبت مگشاى * مىباش به كلى متوجه به خداى غافل مشو از ذوق دل و ذكر زبان * تا زنده جاويد شوى در دو سراى وَ كَذلِكَ و همچنان‌كه در مكه بزرگان گنهكاران هستند جَعَلْنا آفريديم فِي كُلِّ قَرْيَةٍ در هر ديهى أَكابِرَ مُجْرِمِيها بزرگان كه گنهكاران آن موضع‌اند يا گردانيده‌ايم بزرگان هر ديهى و شهرى را مجرمان آن مقام لِيَمْكُرُوا فِيها تا مكر كنند در ان موضع و مردم را از ايمان بازدارند چنانچه رؤساء مكه بر سر چهار راه كسان بازداشته‌اند كه در موسم حج هر كه بيايد و از حال پيغمبر ص سؤال كند گويند ساحرست و شاعر و كاهن و امثال آن وَ ما يَمْكُرُونَ و مكر نمىكنند اين كافران إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ مگر با نفسهاى خود چه و بال مكر ايشان راجع است بديشان وَ ما يَشْعُرُونَ و نمىدانند ايشان كه تبعه مكر به صاحب او مىرسد و لا يحيق المكر السيئ الا باهله آورده‌اند كه ابو جهل و متابعان او مىگفتند كه ما با بنى عبد مناف در هر شرفى كه دارند شركتى داريم اكنون كه مىگويند در ميان ما پيغمبريست كه برو وحى فرود مىآيد راضى نمىشويم تا بما وحى نيز فرود نمىآيد چنانچه برو نازل مىشود حق سبحانه آيت فرستاد وَ إِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ و چون بيايد بكفار قريش آيتى از قرآن يا معجزه در اثبات نبوّت سيد آخر الزمان عليه السلام قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ گويند ايمان نمىآريم برين آيت يا معجزه حَتَّى تا وقتى كه نُؤْتى بدهند ما را مِثْلَ ما أُوتِيَ مانند آنچه داده شده‌اند رُسُلُ اللَّهِ پيغمبران خدا يعنى وحى و كتاب بما فرود آيد چنانچه بديشان فرود مىآيد امام ثعلبى رح گويد كه مراد از رسل اللّه پيغمبر ص است چنانچه در آيت يا أَيُّهَا الرُّسُلُ مخاطب همه اوست و اين بر سبيل تعظيم باشد در شرح معارف آورده كه تا حق سبحانه و تعالى شمايل همه انبيا با وى جمع نه‌كرد او را به آيت يا أَيُّهَا الرُّسُلُ خطاب نفرمود مصرعه هر چه خوبان همه دارند تو تنها دارى در تبيان آورده كه وليد مغيره با حضرت رسالت‌پناه ص گفت كه اگر نبوّت حق است من از تو به آن سزاوارترم به جهت آنكه بسن از تو اكبرم و بمال از تو بيشتر حق سبحانه فرمود كه نبوت بعمر و مال نيست بفضل و كمالست اللَّهُ أَعْلَمُ خدا داناترست حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ آنجا كه مىنهد پيغامهاى خويش را سَيُصِيبُ