كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

270

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ اوست آن كسى كه بيافريد پدر شما را مِنْ طِينٍ از گل يا ابتدا كرد خلقت شما را از طين يعنى ابو البشر را از ان مخلوق ساخت ثُمَّ قَضى أَجَلًا پس حكم فرمود مدتى را كه چون بسر آيد مرگ برسد وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ و مدتى نام برده و معين شده نزديك اوست كه كسى نداند و بعد از گذشتن آن قيامت قائم باشد ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ پس شما شك مىآريد اى مشركان با وجود اين آيت در بعث يعنى بعد از آنكه ثابت شد كه به دو خلقت خلق از دست پس شك نيايد آورد كه معاد خلق بدوست وَ هُوَ اللَّهُ و اوست خداوند و معبود مطلق فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ در آسمانها و زمينها و همه را جزا و خداى نيست يَعْلَمُ سِرَّكُمْ مىداند آنچه پنهان شماست يعنى آنچه در دل مخفى داريد وَ جَهْرَكُمْ و آنچه آشكارى شما است يعنى به زبان مىآريد وَ يَعْلَمُ ما تَكْسِبُونَ و مىداند آنچه مىكنيد از خير و شر شما را بر آن جزاء خواهد داد و در فتوحات آورده كه سر كم اشارت است به نسبت باطنى انسان جهركم عبارت از نسبت ظاهرى اوست صاحب بحر الحقائق آورده كه مراد از سر سر خلافتست كه در انسان وديعت نهاده و جهر صفات حيوانى و احوال نفسانى اوست و حقيقت آنست كه آدمى را صورتيست جسمانى و معنى روحانى بجسم از عالم خلق است و بروح از عالم امر سرش از مرتبه امر شود و جهرش از مرتبه خلق و در نقد الفصوص فرموده كه انسان مرآتيست ذات وجهين در يك رويش خصائص ربوبيت پيدا و در ديگر رويش نقائص عبوديت هويدا چون بخصائص ربوبيت نگرى از همه موجودات بزرگوارترست و چون نقائص عبوديت شمرى از همه كائنات خوار و بىمقدارترست رباعى چون در خود از اوصاف تو يابم اثرى * حاشا كه بود نيك‌تر از من دگرى و اندم كه فتد به حال خويشم نظرى * در هر دو جهان نباشد از من تبرى پس حق سبحانه و تعالى مىفرمايد كه من اسرار خصائص شما در مرتبه غيب مىدانم و آثار نقائص شما را در عالم شهادت مىشناسم و ديگر مىدانم آنچه شما مىكنيد از عملى كه سبب ترقى باشد بر درجات انسانيت يا موجب تنزل به دركات حيوانيت و دانستن ( اين و آن سالك را بر آن دارد كه باصلاح و تزكيه اعمال مشغول شده از حضيض استيفاى حظوظ حيوانى بذروه استيناس نعيم روحانى متصاعد گردد ) نظم حيف باشد كه عمر انسانى * چون بهايم بخواب و خور گذرد آدمى مىتواند از كوشش * كز فرشته بفضل درگذرد وَ ما تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ و نمىآيد به كافران آيتى مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ از آيات پروردگار ايشان يعنى قرآن يا ظاهر نمىشود بديشان معجزه چون انشقاق قمر و انقلاع شجر و غير آن إِلَّا كانُوا مگر كه هستند عَنْها مُعْرِضِينَ از ان آيت و معجزه اعراض‌كنندگان فَقَدْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ پس به درستى كه به دروغ داشتند قرآن را لَمَّا جاءَهُمْ آن هنگام كه آمد بديشان فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ پس زود باشد كه بيايد بديشان يعنى ظاهر شود بر ايشان أَنْباءُ ما كانُوا بِهِ خبرهاى آنچه بودند كه بدان يَسْتَهْزِؤُنَ استهزا مىكردند و ظهور آن در دنيا بوقت نزول عذاب بود بديشان يا بهنگام ارتفاع رايات اسلام و اقتدار و شوكت ملازمان سده سينه خير الانام عليه السلام و ظهور آن اخبار بر كافران در آخرت روشن است .