كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

271

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

أَ لَمْ يَرَوْا آيا نديدند و ندانستند كه ما به قوت قهاريت كَمْ أَهْلَكْنا چند هلاك كرديم مِنْ قَبْلِهِمْ پيش از ايشان مِنْ قَرْنٍ از گروه گذشتگان يعنى اهل زمانى كه درو پيغمبر بود و قرن هفتاد يا هشتاد سال‌ست كه اغلب اعمار مردم همان باشد و غير ازين نيز گفته‌اند پس صفت اهل قرن مىكند مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ چنان گروهى را هلاك كرديم كه ايشان را در زمين مكان و آرامگاه داديم يا دران زمين اهل آن را متصرف ساختيم يا ايشان را عطا كرده بوديم از مكنت ما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ آنچه شما را نداده‌ايم چون عمر دراز و قوّت تمام وسعت مال و استظهار بخدم و حشم وَ أَرْسَلْنَا السَّماءَ و فروفرستاده‌بوديم ما باران را عَلَيْهِمْ مِدْراراً بر ايشان پىدرپى به هنگامى كه محتاج بودند بدان وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ و گردانيده بوديم جويهاى آب را كه پيوسته تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ مىرفت در زير درختان ايشان يا در زير قصور و منازل ايشان كه بران مشرف بودند يا در تحت تصرف ايشان بود كه بمزارع و بساتين خود مىبردند محصل كلام آنست كه ايشان متمكن بودند در زمين و در رفاهيت و خصب وسعت عيش مىگذرانيدند فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ پس هلاك كرديم ايشان را بگناهان ايشان و سود نكرد ايشان را آن قوت و نعمت وَ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ و بيرون آورديم پس از هلاك ايشان قَرْناً آخَرِينَ گروهى ديگر درين آيت كفّار قريش را تهديد كرد بهلاك در اخبار آمده است كه نضر بن حارث و نوفل بن خويلد و ابن اميه مخزومى به خدمت حضرت رسالت‌پناه ص آمدند و گفتند اى محمد ص ما به تو ايمان نخواهيم آورد تا وقتى كه چهار فرشته نامه نوشته از آسمان بيارند و گواهى دهند كه اين كتاب از خداى بشما آورده‌ايم و در ضمن آن مكتوب اين معنى مندرج بود كه تو رسول اوئى آيت آمد كه وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ و اگر بفرستيم بر تو كِتاباً فِي قِرْطاسٍ كتابى نوشته در ورقى فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ پس به بينند و بسايند آن را به دستهاى خود و شبه ايشان در نزول آن كتاب از آسمان مرتفع شود لَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هر آئينه خواهند گفت آنها كه كافراند إِنْ هذا نيست آنچه كه آورده بما إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ مگر جادوى روشن بر همه كس وَ قالُوا و گفتند كافران لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ چرا فرونه‌فرستند بر محمد ص فرشته كه با ما گويد كه اين پيغمبر است وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً و اگر فروفرستيم فرشته را لَقُضِيَ الْأَمْرُ هر آئينه حكم كرده شود بهلاك ايشان چه سنت الهى بر اين جارى شده كه اگر معاينه بينند فرشته را چنانچه طلب كرده‌اند هلاك ايشان لازم بود ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ پس مهلت داده نشوند بعد از نزول ملك به يك‌چشم زدن و چون مشركان مىگفتند كه چرا فرشته به رسالت برنمىآيد حق تعالى فرمود كه وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً و اگر ما گردانيديم رسول فرشته را لَجَعَلْناهُ رَجُلًا هرآئينه متمثل گردانيديم او را به صورت آدمى چنانچه جبرائيل ع را به صورت دحية الكلبى متمثل مىسازيم و اين صورت به جهت آنست كه قوت بشرى بديدن ملائكه بر صورت اصلى ايشان وفا نمىكند مگر جمعى از انبيا ع به قوت قدسى مشاهده ايشان توانند نمود پس ما چون فرشته را فرستيم به صورت بشر فرستيم وَ لَلَبَسْنا و هر آئينه در آن حال پوشيده گردانيديم عَلَيْهِمْ بر ايشان ما يَلْبِسُونَ آنچه بر خود پوشيده كرده‌اند امروز يعنى چنانچه اكنون رسالت بشر را مسلم نمىدارند در ان وقت نيز طعنه‌زنان خواهند گفت ما هذا الا بشر مثلكم پس تسلّى مىدهد پيغمبر را تا از قول كافران غبار ملال بر خاطر عاطر آن حضرت ص نه‌نشيند و مىگويد .