كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

269

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

قالَ اللَّهُ گفت خداى تعالى مراد آنست كه گويد خداى تعالى و ايراد لفظ ماضى براى تحقق وقوع است كانه كه قيامت قائم شد و خداى گفت هذا يَوْمُ اين روزى است كه درين روز يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ سود مىرساند راست‌گويان را صِدْقُهُمْ راستى كه واقع شده است از ايشان در دنيا لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مر اين صادقان را بهشتهاست كه مىرود مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ از زير درختان آن جويها خالِدِينَ فِيها در حالتى كه جاويد باشند در ان أَبَداً هميشه تاكيد است در خلود يعنى زمان بودن ايشان نهايت ندارد رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ خوشنود گشت خداى از ايشان به طاعت وَ رَضُوا عَنْهُ و خوشنود گشتند ايشان ازو به نيل كرامت ذلِكَ اين دخول جنان و حصول رضوان الْفَوْزُ الْعَظِيمُ رستگارى بزرگست لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مر خداى راست پادشاهى آسمانها و زمينها وَ ما فِيهِنَّ و آنچه در سماوات و و ارضين است وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ و او بر همه چيزها تواناست به قدرتى كه از عجز و ضعف منزه و مقدس تبارك و تعالى و تقدس سورة الأنعام مكّيّة و هى مائة و خمس او ستّ و ستّون آية بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ همه ستايش‌ها مر خداى راست و مرجع همه ثناها حضرت كبرياست الَّذِي آن خداوندى كه بقدرت كامله خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بيافريد آسمانها را بىعمدى و مددى و زمين را بىاصلى و ماده وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ و پيدا كرد تاريكيها و روشنى را ردّ قول مجوسست كه گفته‌اند اللّه خالق نورست و شيطان آفريننده ظلمت حق سبحانه فرمود كه نور و ظلمت هر دو مخلوق من‌اند و بعضى برانند كه مراد از ظلمت و نور شب و روزست و گفته‌اند جهل و علم و يا معصيت و طاعت يا نار و جنّت و در انوار فرموده كه هدى و ضلالت و ازين جهت ظلمت را بلفظ جمع آورده كه ضلالت متعددست و نور را بلفظ واحد ايراد كرد كه هدى يكيست و در بحر الحقائق فرموده كه بيافريد آسمان دل و زمين نفس را و پيدا كرد ظلمات نفوس از صفات بهيمى حيوانى و اخلاق سبعى شيطانى و ظاهر ساخت نور قلوب را از اوصاف ملكى روحانى و اخلاق ملكى ربانى ثُمَّ پس با اين همه دلائل و آيات الَّذِينَ كَفَرُوا آنان كه كافر شدند بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ با پروردگار خود برابر مىدهند بتان را يا عدول مىكنند از پرستش آفريدگار خود به عبادت غير او .