كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
267
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
قالُوا گفتند از روى تمهيد معذرت كه ما در قدرت كامله او شك نداريم و ليكن نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْها مىخواهيم كه بخوريم طعامى از ان مائده وَ تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنا و آرام گيرد دلهاى ما بانضمام علم عيانى با دانش بيانى يعنى مشاهده ما باستدلال جمع شود وَ نَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنا و بدانيم كه تو راست گفتى با ما در آنكه هر چه از خداى در خواهيد بشما ارزانى دارد وَ نَكُونَ عَلَيْها و باشيم بر آن مائده مِنَ الشَّاهِدِينَ از گواهان وقتى كه از ما گواهى طلبند از ابن عباس رض منقولست كه چون حواريان طلب مائده كردند عيسى ع فرمود كه سى روز روزه داريد آنگه از خداى تعالى بطلبيد آنچه مىخواهيد حواريان سى روز روزه داشتند پس گفتند يا عيسى ع ما براى هر كه اين كار مىكرديم ما را طعام مىداد پس از خداى تعالى درخواه تا ما را طعام دهد سلمان فارسى رض نقل مىكند كه چون حواريان سؤال مائده كردند عيسى ع پشمينه درپوشيد و دعا كرد چنانچه حق تعالى فرمود قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ گفت عيسى پسر مريم اللَّهُمَّ اى خداوند ما اللهم كلمه بزرگوارست ابو رجا عطاردى گفته كه هفتاد نام از نامهاى الهى در ميم اللهم تعميه است و از نضر بن شميل نقل مىكنند كه هر كه گويد اللهم خداى را به همه نامها خوانده باشد عيسى ع در وقت طلب مائده حق سبحانه را بدين كلمه خواند پس گفت رَبَّنا اى پروردگار ما أَنْزِلْ عَلَيْنا فروفرست بر ما مائِدَةً مِنَ السَّماءِ خوانى از آسمان تَكُونُ لَنا عِيداً كه باشد آن خوان ما را عيدى يعنى وقت نزول آن عيدى باشد لِأَوَّلِنا مر اهل زمان ما را وَ آخِرِنا و آن را كه از پس ما آيند يا اول ما و آخر ما از ان خوان بهره يابند وَ آيَةً مِنْكَ و باشد آن خوان آيتى يعنى علامتى صادر از حضرت تو بر كمال قدرت تو و صحت رسالت من وَ ارْزُقْنا و روزى كن ما را از ان خوان يا توفيق شكر بر آن وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ و تو بهتر روزىدهندگانى قالَ اللَّهُ گفت خداى إِنِّي مُنَزِّلُها به درستى كه من فروفرستندهام اين خوان را عَلَيْكُمْ بر شما جهت اجابت سؤال شما فَمَنْ يَكْفُرْ پس هر كه كافر شود بَعْدُ مِنْكُمْ بعد نزول مائده از شما فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ پس من او را عذاب كنم عَذاباً عذابكردنى چنانچه لا أُعَذِّبُهُ آن عذاب نهكنم أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ يكى را از عالميان پس حق تعالى دو قطعه ابر فرستاد و سفره سرخ در ميان ايشان بود تا به زمين آمدند و سفره از ميان ايشان پيش حواريان افتاد عيسى ع بگريه درآمد و گفت اللّهم اجعلنى من الشاكرين و ديگر فرمود كه خدايا اين خوان را رحمت گردان و عقوبت مگردان پس وضو ساخت و نماز گذارد و بگريست و گفت بسم اللّه خير الرازقين و منديل از سر سفره برداشت خوانى پديد آمد آراسته و برو ماهى بريان كه پوست و خار نداشت و روغن از وى مىچكيد نزديك سر او نمك و نزديك دم او سركه و بر حوالى آن انواع ترها مگر گندنا و پنج گرده نان بر خوان نهاده بر يكى زيتون و بر دويمى عسل و بر سوم روغن و بر چهارم پنير و بر پنجم قديد شمعون برخاست كه يا روح اللّه اين از طعام دنياست يا از طعام آخرت عيسى ع فرمود كه از هيچ كدام نيست بلكه طعاميست كه حق سبحانه بقدرت خود ايجاد كرده بخوريد آنچه طلب كردهايد و شكر گوئيد تا نعمت زياده شود گفتند يا روح اللّه اگر درين آيت آيتى ديگر بما نمائى كه موجب ازدياد يقين شود عيسى ع به آن ماهى بريان فرمود كه زنده شو بفرمان خدا تعالى ماهى فى الحال به جنبش آمد عيسى ع فرمود كه به حال اول شو باز همان ماهى بريان شد پس حواريان از تهديد ربانى ترسان شده از ان مائده نخوردند و عيسى ع فرمود تا درويشان و بيماران و معلولان را طلبيدند و گفت بخوريد كه شما را عطاست و ديگران را بلاست هزار و سه صد تن از ان طعام بخوردند و هيچ چيز بران خوان از آنچه بود كم نشد هيچ فقيرى از ان طعام نخورد الا كه توانگر شد و هيچ بيمارى ننوشيد الا كه شفا يافت پس مائده به آسمان رفت و ديگر روز چاشتگاه بازآمد و اغنيا و فقرا هم از ان تناول نمودند بعد از چهل روز غائب شد روزى مىآمد و روزى نمىآمد همچو ناقه صالح ع پس وحى آمد كه اى عيسى ع مائده ما را به فقرا ده نه به اغنيا ، توانگران ازين حكم مضطرب شده در مائده شك آوردند و آن را بر جادوى حمل كردند و هشتاد و سه تن و بقول صاحب معالم سى صد و سى تن مسخ شدند به صورت خوك و بعد از سه روز بمردند .