كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

206

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ و هر كه مخالفت كند با رسول مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ از پس آنكه ظاهر شد لَهُ الْهُدى مر او را راه راست بوقوف بر معجزات و ظهور دلائل واضحات وَ يَتَّبِعْ و پيروى كند غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ غير آن راه كه مؤمنان برانند از اعتقاد و عمل اين آيت هم در شان طعمه‌ست كه از خوف قطع يد بگريخت بجانب مكه و مرتد شد و از آنجا نيز نقب در خانه كسى مىزد ديوار فرود آمد و در زير آن بماند روز ديگر او را از ميان ديوار بيرون آوردند و خواستند كه بكشند بعضى از اهل مكه درخواست نمودند كه اين از مدينه گريخته و پناه بدينجا آورده كشتن او مناسب نيست پس او را از مكه اخراج كردند با تجار قضاعه بسوى شام عزيمت نمود و در منزل كاروانيان را مشغول ساخته پاره از متاع ايشان بدزديد و بگريخت آخرالامر بگرفتند و سنگسار كردند و مدتها هر كه آنجا مىرسيد سنگى بر وى از سنگها مىانداخت تا تلّى عظيم شد و در نشيب آن بماند و قولى آنست كه از جدّه در دريا نشسته بود كيسه دينارى در كشتى بدزديد و بعد از وقوف بر ان او را در دريا انداختند اين عذاب دنيا بود و عقاب آخرت را مىگويد نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى و گذاريم او را در آن سراى به‌آنچه دوست مىدارد درين سرا كه آن كفر و ردّتست يعنى او را در دائره كفر و مرتدان داخل كنيم وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ و درآريم او را به دوزخ وَ ساءَتْ مَصِيراً و بد بازگشت است دوزخ إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ به درستى كه نيامرزد خدا أَنْ يُشْرَكَ بِهِ آن را كه شرك آرد به خدا وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ و بيامرزد آنچه جز شركست لِمَنْ يَشاءُ هر كرا خواهد نزول آيت در شان پيرى بوده است از اعراب كه بجناب نبوت‌مآب آمده بعرض رسانيد كه يا رسول اللّه پيرىام در گناه غرق شده الا آنست كه تا خدا را شناخته‌ام برو شريك نياورده‌ام و بجز او كسى را دوست نگرفته‌ام و معصيت از روى جرأت و بىادبى با خدا نكرده‌ام و تصوّر آن نداشته‌ام كه طرفة العينى خدا را بگريختن خود عاجز گردانم و حالا آمده‌ام پشيمان از گناه و توبه‌كننده بر درگاه خداى جل شانه حال من چگونه مىبينى خدا بدين آيت مژده داد كه همه گناهان را به غير از شرك اميد آمرزش هست وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ و هر كه شرك آرد به خدا فَقَدْ ضَلَّ پس هرآئينه گمراه شد از حق ضَلالًا بَعِيداً گمراهى دور يعنى در نهايت ضلالت پس از حال مشركان خبر مىدهد كه إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ نمىپرستند بدون حق تعالى إِلَّا إِناثاً مگر مادگان را بتان را ماده مىگويد به‌واسطه تانيث اسماى ايشان چون لات و عزى و منات و همچنين هر قبيله را بتى بود كه آن را انثى بنى فلان مىگفتند و در تفسير منير آورده كه بتان را بر صورت زنان ساختندى و گفته‌اند مراد ازين اناث ملائكه‌اند بزعم ايشان كه مىگفتند فرشتگان دختران خدااند وَ إِنْ يَدْعُونَ و نمىپرستند إِلَّا شَيْطاناً مَرِيداً مگر ديو سركش بيرون رفته از فرمانبردارى خدا يعنى ابليس را چه او امر مىكند مشركان را به عبادت آنها لَعَنَهُ اللَّهُ برانده است خدا او را دور كرده از رحمت وَ قالَ و گفت شيطان لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ هرآئينه مىگيرم از بندگان تو نَصِيباً مَفْرُوضاً بهره مقرر كرده كه آن را بعث النار گويند و از هزار كس . از آدميان نهصد و نود و نه بعث النار خواهند بود چنانچه در حديث آمده كه ياران از حضرت ص سؤال كردند كه يا رسول اللّه از هزار كس چند به بهشت خواهند رفت فرمود كه از هزار كس نه صد و نود و نه به دوزخ خواهند رفت و يكى به بهشت اصحاب رض مضطرب و گريان شدند پس آن حضرت ص فرمود كه يكى از سائر امم و باقى از يأجوج مأجوج .