كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

201

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مگر كسانى را كه بحسب واقع ضعيف و عاجزاند مِنَ الرِّجالِ از مردان وَ النِّساءِ و از زنان وَ الْوِلْدانِ و كودكان لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً كه توانائى و چاره‌سازى ندارند وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا و نمىشناسند راه مدينه را يا طريق بيرون آمدن را فَأُولئِكَ پس آن گروه بيچارگان عَسَى اللَّهُ شايد خدا أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ آنكه عفو كند از ايشان لفظ عفو ايمائى مىكند بر آنكه ترك هجرت امرى خطير بوده حتّى كه مضطر هم ايمن نمىتواند بود وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا و هست خداى عفوكننده از معذوران غَفُوراً آمرزنده گناهان ايشان وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ و هر كه هجرت كند در راه طاعت خدا يَجِدْ فِي الْأَرْضِ يابد در زمين مُراغَماً كَثِيراً موضع بسيار يعنى آرامگاه‌ها وَ سَعَةً و فراخى در روزى يا گشادگى در اظهار دين و اعلاى كلمه توحيد عمرو بن دينار از عكرمه رض روايت مىكند كه در مكه بسيار كس ايمان آورده بودند و استطاعت هجرت نداشتند چون اين آيت تهديد بر ترك هجرت نازل شد و نوشته آن بدست ضعيفان مكه رسيد جندع بن ضمره پسران را گفت هر چند كه من پير و بيمارم از جمله مستضعفان نيستم چاره رفتن مىتوانم و راه مدينه را مىدانم مىترسم كه ناگاه بدست اجل درمانم و به سبب ترك هجرت ايمان من خلل پذيرد و مرا بر همين سرير كه خفته‌ام بيرون بريد پسران اشارت پدر را منقاد شده استعداد راه مهيّا كردند و به منزل تنعيم نزول نموده اثر موت بر جندع ظاهر شد دست راست خود را بر دست چپ نهاد و گفت خدايا اين دست از آن تو و اين ديگر از آن رسول تو بيعت مىكنم ترا بدانچه بيعت كرده رسول تو با تو اين بگفت و درگذشت و خبر او به مدينه رسيدى بعضى از اصحاب گفتند اگر به مدينه رسيدى اسلام او كامل‌تر و مزد او شامل‌تر بودى حق تعالى آيت فرستاد وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ و هر كه بيرون آيد از خانه خود مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ در حالتى كه هجرت‌كننده باشد به خدا و رسول او يعنى براى ايشان يا براى تقرب به ايشان ثُمَّ يُدْرِكْهُ پس دريابد او را الْمَوْتُ مرگ در اثناى طريق و به هجرتگاه نرسد فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ پس به درستى كه ثابت شد مزد او عَلَى اللَّهِ بر خداى وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً و هست خدا آمرزنده گناه كسى كه تاخير در هجرت كرده رَحِيماً مهربان در وعده مثوبت او بحسن نيت او وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ و چون سفر كنيد در زمين فليس عَلَيْكُمْ جُناحٌ پس نيست بر شما گناهى أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ در آن كه كوتاه سازيد از نماز يعنى رباعى را دو ركعت گزاريد إِنْ خِفْتُمْ اگر ترسيد أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا از آنكه شما را بكشند آن‌كسانى كه كافران‌اند اين شرط باعتبار غالبست چه در آن‌وقت در حوالى مدينه مسلمانان را دشمنان بوده‌اند و حالى بىترس نيز قصر بايد كردن إِنَّ الْكافِرِينَ به درستى كه كافران كانُوا لَكُمْ هستند مر شما را عَدُوًّا مُبِيناً دشمنى آشكارا .