كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
200
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ و برابر نيستند نشينندگان در خانهاى خود مِنَ الْمُؤْمِنِينَ از مؤمنان غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ كه نباشند خداوندان بيمارى و عجز وَ الْمُجاهِدُونَ و جهادكنندگان فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خدا بِأَمْوالِهِمْ به مالهاى خود كه تهيّه اسباب قتال و تجهيز مقاتلان مىكنند وَ أَنْفُسِهِمْ و در نفسهاى خود كه در معرض قتل درمىآرند و چگونه برابر تواند بود كسى كه در مرتبه راحت تنپرورى كند بهآنكه در معركه مجاهدت جانبازى نمايد زيد بن ثابت رض مىفرمايد كه اين آيت فرود آمد و درو غير اولى الضرر نبود ابن ام مكتوم رض گفت يا رسول اللّه ( صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) حال من چون باشد كه نابيناام و محروم از دولت مقاتله باعدا همان زمان آثار وحى بر آن حضرت ص ظاهر شد و بعد از كشف آن حال فرمود كه بنويس من المؤمنين غير اولى الضرر فَضَّلَ اللَّهُ تفضيل داد خدا الْمُجاهِدِينَ جهادكنندگان را بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ به مالهاى و نفسهاى خود عَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةً بر نشينندگان بعذر پايه بلند كه آن غنيمت است و ظفر و نام نيكو وَ كُلًّا و همه را از قاعدان بعذر كه مثل جهاد دارند و نمىتوانند و مجاهدان كه خود مباشرانند وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى وعده كرده است خدا پاداش نيكو كه آن بهشت است اما تفاضل درجات و تفاوت مراتب به زيادتى عمل خواهد بود وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ و تفضيل كرد خدا مجاهدان را عَلَى الْقاعِدِينَ بر نشستگان بىعذر أَجْراً عَظِيماً مزدى بزرگ كه آن دَرَجاتٍ مِنْهُ پاىهاى بلند از خداى تعالى در آخرت و گفتهاند هفتاد درجه است ميان هر دو درجه مقدار دويدن اسپ تيزرو راه هفتادساله وَ مَغْفِرَةً وَ رَحْمَةً و آمرزش و بخشايش وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً و هست خداى تعالى آمرزنده گناهان گذشته ايشان رَحِيماً مهربان بر ايشان در ازدياد اجر ايشان در اخبار آمده كه جماعت مسلمانان چون قيس بن فاكهه و قيس بن وليد و امثال ايشان با وجود قدرت از مكه به مدينه هجرت نكردند و چون رؤساى قريش بجانب بدر مىشتافتند ايشان همراه كافران قريش به حربگاه حاضر گشتند و به شمشير مسلمانان كشته شدند حق سبحانه در شان ايشان اين آيت فرستاد كه إِنَّ الَّذِينَ به درستى آنان كه تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ جان مىستانند از ايشان ملائكه كه اعوان ملكالموتاند ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ در حالتى كه ايشان ستمكارى بودند بر نفس خود به ترك هجرت و در آنوقت هجرت فرض بوده و يا به موافقت با كفّار و آن ممنوع بوده قالُوا گفتند ملائكه از روى سرزنش ايشان را كه فِيمَ كُنْتُمْ در چه چيز بوديد شما از كار دين و با كدام طائفه بوديد از مشركان و موحدان قالُوا كُنَّا گفتند بوديم ما مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ ضعيفان و عاجزان در زمين مكّه و كفّار غالب بودند قالُوا گفتند فرشتگان تكذيب ايشان را أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً كه آيا نبود زمين خدا گشاده و بسيار در دنيا فَتُهاجِرُوا فِيها كه شما هجرت كنيد در طرف ديگر از ان چنانچه مهاجران حبشه و مدينه هجرت كردند يعنى بعضى مردمان كه ايمان آورده بودند و حضرت ص ايشان را فرمود كه شما در ميان كفّار نخواهيد ماند . شما جاى ساكن شويد پس چون مرا فرمان هجرت شود شما بيائيد بعضى به طرف حبشه هجرت كردند و بعضى سوى مدينه رفتند و چون حضرت ص هجرت كرد با حضرت ص ملاقى شدند ايشان كه در حبشه و مدينه بودند فَأُولئِكَ پس آن گروه تاركان هجرت مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ جاى ايشان دوزخ است وَ ساءَتْ مَصِيراً گويد بازگشتى است ايشان را دوزخ و اين عقوبت به همه تاركان هجرت را مقرر است .