كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

193

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ قالُوا رَبَّنا و گفتند اى آفريدگار ما لِمَ كَتَبْتَ براى چه چيز واجب گردانيدى عَلَيْنَا الْقِتالَ بر ما مقاتله كفّار را لَوْ لا أَخَّرْتَنا چرا ما را نگذاشتى ايمن و فارغ نكرد إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ تا اجلى كه نزديك است به همه كس و اگر اين سؤال از منافقان صادر شده چندين عجب نيست و اگر از مؤمنان وقوع يافته باشد از روى خوف و بددلى سخنى گفته باشند و باز توبه كرده قولى آنست كه قومى از مؤمنان بعد از نزول آيت قتال منافق شدند و از جهاد تخلف ورزيدند اين سخن ايشان بود و اصح آنست كه سؤال را محمول بر تمناى تخفيف تكليف دارند نه بر وجه انكار قُلْ بگو اى محمد مر اين ترسندگان را كه دل در دنيا بسته‌اند كه مَتاعُ الدُّنْيا آنچه بدان تمتع مىگيريد از دنيا قَلِيلٌ اندك است در جنب آخرت وَ الْآخِرَةُ و سراى آخرت خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقى بهتر از دنيا و فاضل‌تر مر آن كسى را كه بپرهيزد از شرك يا از همه منكرات وَ لا تُظْلَمُونَ و ستم رسيده نخواهيد شد اى مجاهدان يعنى از ثواب و درجات جهاد كم نخواهد كرد فَتِيلًا به مقدار رشته كه بر دانه خرماست پس بوعده استيفاى ثواب مستظهر باشيد و از مرگ كه به ضرورت وقوع خواهد پذيرفت مينديشيد كه هيچ گردنى را ازين كمند رهائى ميسر نيست و در هيچ پناهى از حدوث اين واقعه خلاصى متصور نى أَيْنَما تَكُونُوا هرجا كه باشيد خواه در مدينه خواه در مكه يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ دريابد شما را مرگ وَ لَوْ كُنْتُمْ و اگرچه باشيد شما فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ در حصارهاى محكم يا در كوشهاى آراسته يا در بروج دوازده‌گانه فلك يعنى بهر حال و بهر جا آدمى را از مرگ چاره نيست رباعى اگر كاخ تو بر سپهر اعظم سازند * در كار تو چون سلسله در هم سازند هم عاقبت اين حجره فانى ترا * تركان اجل سراى ماتم سازند و حكيم سنائى مىفرمايد قدس سره بيت چه كنى خانه گل آبادان * دل من اينما تكونوا خوان چون درآيد اجل چه بنده چه شاه * وقت چون دررسد چه بام و چه چاه وَ إِنْ تُصِبْهُمْ و اگر برسد منافقان را حَسَنَةٌ نعمت بسيار و ارزانى يا ظفر بر دشمنان چنانچه در حرب بدر بود يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مىگويند اين نيكوئى از نزديك خداست وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ و اگر برسد بر ايشان دست تنگى و قحط يا هزيمت چنانچه در واقعه احد رو نمود يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ گويند اين سختى از نزديك تو است اى محمدى و بسبب تدبيرات تو كه صائب نبوده در انوار فرموده كه چون حضرت رسالت پناه ص از مكه به مدينه هجرت فرمود و ميوه‌ها در ان سال بر منوال سنه سابق نبود و نرخها رو به گرانى نهاد و منافقان و جهودان آن حال را نسبت بمقدم سرور عالم كردند حق سبحانه تكذيب قول ايشان را مىگويد قُلْ كُلٌّ بگو اى محمد كه همه قبض و بسط و گرانى و ارزانى و هزيمت و غنيمت مِنْ عِنْدِ اللَّهِ از نزديك خداوندست و به ارادهء او فَما پس چيست و چه حال است لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ مر اين گروه جهود و منافقان را كه لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ نزديك نيستند كه فهم كنند حَدِيثاً سخنى را كه مشتمل است بر مواعظ ايشان يا آنكه نيستند كه سخنى دريابند بلكه چون بهايم كه مىشنوند و فهم نمىكنند و از بىفهمى ايشان است كه مىگويند ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ آنچه به تو رسد از غنيمت و فتح فَمِنَ اللَّهِ پس از فضل خداوندست وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ و آنچه به تو رسد از قتل و هزيمت اصحاب فَمِنْ نَفْسِكَ پس از نفس تو است و بعضى معنى آيت برين وجه فرود آرند كه اى انسان آنچه از نيكوئى به تو رسد از فضل و كرم خداوند است و هر ملائكه ترا پيش آيد بسبب گناهان تو است وَ أَرْسَلْناكَ و فرستاديم ترا لِلنَّاسِ براى همه آدميان رَسُولًا فرستاده كه تبليغ احكام كنى نه مقدّرى كه اسناد حسنه و سيئه به تو كنند وَ كَفى بِاللَّهِ و بسنده است خدا شَهِيداً گواه به رسالت تو .