كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
194
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ هر كه فرمان برد رسول را فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ پس به درستى كه فرمان برده باشد خدا را براى آنكه رسول به طاعت خدا مىخواند بامر خدا پس فرمانبردارى او فرمانبردارى حق باشد و در بحر الحقائق آورده كه حضرت رسالتپناه ص به وصف فنا فى اللّه و بقا باللّه موصوف بود كسى كه قائم باللّه باشد هرآئينه خليفة اللّه بود پس خلافت حق آن حضرت را ثابت بوده در هر معامله كه با خلق مىنموده كما قال اللّه تعالى و ما رميت اذ رميت و بىشك خليفه بود در هر معامله كه خلق با او مىكردهاند كما قال اللّه تعالى إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ و طاعت چنين خليفه بىشائبه شبهت طاعت مستخلفست مثنوى چون تهى گشت از خود و پر شد ز دوست * بىشكى فرمان اين فرمان اوست ما رميت فاش گويد برملا * كه نيفگندى تو افگنديم ما تو در افگندن نئى جز آلتى * فعل فاعل را بود بىعلتى عقل اينجا ره ندارد وهم نيز * چشم بگشا لب فروبند اى عزيز وَ مَنْ تَوَلَّى و هر كه اعراض كند از فرمان تو فَما أَرْسَلْناكَ پس نفرستاديم ترا عَلَيْهِمْ حَفِيظاً بر ايشان نگاهبانى كه ايشان را از ارتكاب معاصى محافظت كنى بعضى از علماء اين حكم را به آيت السّيف منسوخ دانند وَ يَقُولُونَ و مىگويند منافقان در حضور تو طاعَةٌ از ما فرمانبردارى و از تو حكم فَإِذا بَرَزُوا پس چون بيرون روند مِنْ عِنْدِكَ از نزديك تو بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ به شب با يكديگر مىگويند گروهى از ايشان غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ غير آنكه روز با تو مىگويند يا مىگويند غير آنكه تو با ايشان مىگوئى لفظ تقول غائبه مؤنث است و فاعلش ضمير عايد بطائفة يا مخاطب مذكر كه حضرت پيغمبر است عليه السلام وَ اللَّهُ يَكْتُبُ و خدا مىنويسد در لوح محفوظ يا كرام الكاتبين بامر خدا مىنويسند ما يُبَيِّتُونَ آنچه ايشان مىگويند و تدبير مىكنند در شب فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ پس رو بگردان از عتاب ايشان كه بهواسطه اظهار اسلام حكم قتل بر ايشان جارى نيست وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ و توكل كن بر خدا و كار خود را وى گذار وَ كَفى بِاللَّهِ و بس است خدا وَكِيلًا قائم بامور بندگان و متصرف در احوال ايشان و كفايتكنندهء مهمات متوكلان أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ آيا چرا تامل نمىنمايند اين منافقان در قرآن و تفكر نمىكنند در ان تا بر ايشان ظاهر گردد بآثار اعجاز كه اين كلام حق است وَ لَوْ كانَ و اگر بودى اين قرآن مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ از نزديك غير خدا يعنى كلام مخلوق بودى چنانچه زعم اهل كفر و نفاق است لَوَجَدُوا هرآئينه يافتندى اهل عقول و فهم فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً درو اختلاف بسيار از تناقض معنى و تفاوت نظم زيرا كه كلام بشر خالى از تفاوت و خللى نيست خواه بحسب لفظ و خواه از روى معنى .