كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

191

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ إِنَّ مِنْكُمْ لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ و به درستى كه از شما كسى هست كه درنگ مىنمايد در بيرون رفتن به غزا و تاخير مىكند در جهاد مراد ابن ابىّ و اصحاب اوست كه در روز احد تخلف ورزيدند فَإِنْ أَصابَتْكُمْ پس اگر رسد شما را اى مؤمنان مُصِيبَةٌ واقعه چون قتل و هزيمت قالَ گويد آن مبطى منافق قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيَّ به درستى كه خدا انعام كرد بر من إِذْ لَمْ أَكُنْ مَعَهُمْ شَهِيداً چه من نبودم با مسلمانان حاضر در معركه قتال وَ لَئِنْ أَصابَكُمْ و اگر برسد بشما فَضْلٌ مِنَ اللَّهِ نيكوئى زياده از خدا چون فتح و غنيمت لَيَقُولَنَّ البته گويد آن متخلف از غزوه كَأَنْ لَمْ تَكُنْ چنان كه گوئى نبوده بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ ميان شما و ميان وى مَوَدَّةٌ دوستى يعنى خود را دور اندازد و سخن بر وجهى ادا كند كه گويا هرگز شما را نديده و بصحبت شما نرسيده و سخن او اين كه يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ اى كاش كه من بودمى درين غزوه با مسلمانان فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً تا فيروزى يافتمى فيروزى بزرگ يعنى از غنيمت نصيبى وافر گرفتمى فَلْيُقاتِلْ پس بايد كه قتال كنند فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خدا با دشمنان دين الَّذِينَ آنان كه در بازار معامله يَشْرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا بفروخته‌اند زندگانى دنيا را كه رو در فنا دارد بِالْآخِرَةِ بسراى جاودانى و نعيم غير فانى وَ مَنْ يُقاتِلْ و هر كه كارزار كند فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه دين فَيُقْتَلْ پس كشته گردد و درجه شهادت يابد أَوْ يَغْلِبْ يا غالب آيد بر دشمن و مظفر گردد فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ پس زود باشد كه بدهيم او را يعنى در آخرت أَجْراً عَظِيماً مزدى بزرگ كه در صفت نيايد وَ ما لَكُمْ و چيست شما را اى اهل اسلام كه بجد كامل و جهد شامل لا تُقاتِلُونَ جهاد نمىكنيد و به كارزار اشتغال نمىنمائيد فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خدا وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ و براى آن بيچارگان گرفتار در دست كفار و ايشان جماعتى بودند در مكه كه مسلمان شدند و كسان ايشان ايشان را از هجرت به مدينه منع مىكردند مِنَ الرِّجالِ از مردان چون سلمه بن هشام و وليد بن وليد و عبّاس بن ابى ربيعه و ابو جندل بن سهيل و امثال ايشان وَ النِّساءِ و از زنان چون ام شريك و غيرها وَ الْوِلْدانِ و از كودكان چون ابن عباس رض كه مىفرمايد كه من و مادر من از مستضعفان بوديم از نساء ولدان الَّذِينَ و اين مستضعفان آن‌كسانند كه به زبان تضرع يَقُولُونَ مىگويند يعنى دعا مىكنند كه .