كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

159

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

الَّذِينَ و اين اولو الالباب آنانند كه از روى خلوص يَذْكُرُونَ اللَّهَ ياد مىكنند خداى را قِياماً در حالت ايستادن وَ قُعُوداً و در وقت نشستن وَ عَلى جُنُوبِهِمْ و در زمان تكيه كردن بر پهلوهاى خود مرا و دوام ذكرست يعنى دايم با ذكر حق‌اند و پيوسته در درياى محبتش مستغرق من احب شيئا اكثر ذكره و نعم ما قال بيت در شب و روز بجز ياد تو در خاطر نيست * بلكه در خلوت جان غير تو كس حاضر نيست يا مراد از ذكر نمازست كه برين هيئات سه‌گانه مىگزارند بر حسب طاقت خود يا ذكر بمعنى شكرست يعنى سپاس‌دارى مىكنند بر قدرت قيام كه قوام معيشت بر آنست و بر نعمت قعود كه پايدارى صحت در آنست و بر راحت اضطجاع و منام كه آسايش تمام به سبب آنست محققان گفته‌اند كه مراد از ذكر ذكر دلست زيرا كه دوام ذكر لسانى ممكن نيست اما ذكر دل را فتورى و قصورى نمىباشد پس مراد ازين ذاكران صاحب‌دلانند كه مشغول بذكر دل و جان‌اند قياما در حالتى كه قائم‌اند يعنى متوجه بامر الهى و قعودا و قاعداند يعنى باز ايستاده‌اند از ملاهى و مناهى و على جنوبهم و بر جانب انداز ارتكاب مناهى يا قائم‌اند بر آستانهء خدمت و قاعداند بر بساط قربت و على جنوبهم آسودگانند در بارگاه وجد و حال و بر كناره‌اند از پندار وهم و غرور و خيال نظم حجاب كثرت از هم بر دريده * به خلوتگاه وحدت آرميده ره وهم و خرد بر خويش بسته * به حق پيوسته و از خويش رسته وَ يَتَفَكَّرُونَ و انديشه مىكنند از روى استدلال فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ در آفرينش آسمانها و زمينها تا آن انديشه ايشان را راه نمايد بصانع قديم و مبدع حكيم و حجب بعد و حرمان از نظر دل ايشان برخاسته از غيبت بحضور آيند و از روى شهود و به زبان نياز گويند رَبَّنا اى پروردگار ما ما خَلَقْتَ هذا نيافريدى اين مخلوق را كه آسمان و زمينست باطِلًا آفريدن باطل يا خلق نكرده آن را بعبث و هزل سُبْحانَكَ پاكى تراست از آنكه چيزى را بباطل بيافرينى فَقِنا عَذابَ النَّارِ پس نگاهدار ما را به حمايت لطف خود از عذاب آتش دوزخ رَبَّنا اى پروردگار ما إِنَّكَ به درستى كه تو از روى عدل مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ هرك را درآرى به دوزخ و در آنجا جاويد باشد فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ پس به درستى كه او را خوار گردانيدى به عقوبت وَ ما لِلظَّالِمِينَ و نيست ستمكاران را از مشرك و يهود و نصارى و امثال ايشان مِنْ أَنْصارٍ هيچ يكى از ياران كه عذاب از ايشان مندفع سازد رَبَّنا اى پروردگار ما إِنَّنا به تحقيق كه ما سَمِعْنا مُنادِياً شنيديم نداى ندا زننده را كه با آشكارا يُنادِي لِلْإِيمانِ مىخواند خلق را بسوى ايمان و اين منادى محمدست و يا قرآن و اين عام‌ترست چه پس بسيار كس دعوت رسول عليه السلام درنيافته‌اند و همه كس از قرآن مىشنوند كه به زبان بيان ندا مىزنند أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ برين وجه كه بگرويد به پروردگار خود فَآمَنَّا پس اجابت كرديم منادى را و ايمان آورديم رَبَّنا اى آفريننده ما فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا پس بيامرز گناهان ما را مراد كبائر است يا مطلقا گناهان گذشته وَ كَفِّرْ عَنَّا و درگذران و بپوشان از ما سَيِّئاتِنا بديهاى ما را مراد صغائر است يا گناهان آينده وَ تَوَفَّنا و بميران ما را مَعَ الْأَبْرارِ با نيكان و نيكوكاران .