كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
158
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ و ياد كن آن را كه فرا گرفت خدا مِيثاقَ الَّذِينَ عهد و پيمان آنان كه أُوتُوا الْكِتابَ عطا كردهاند ايشان را توريت و انجيل يعنى علماى بنى اسرائيل و مضمون عهد آنست كه لَتُبَيِّنُنَّهُ هرآئينه ايشان بيان كنند لِلنَّاسِ براى مردمان كتاب را كه در شان محمدست ص وَ لا تَكْتُمُونَهُ و نپوشند امر پيغمبر ص را حفص در هر دو كلمه خطاب مىخواند يعنى ميثاق گرفت از اهل كتاب كه بيان كنيد نعمت پيغمبر ص را و مپوشيد فَنَبَذُوهُ پس بينداختند كتاب را يا پيمان را وَراءَ ظُهُورِهِمْ از پس پشت خود اين كلمه مثلست در عدم التفات وَ اشْتَرَوْا بِهِ و خريدند يعنى برگزيدند بهآنچه اخذ ميثاق بر آن بود ثَمَناً قَلِيلًا بهاى اندك را و آن مآكل و رشوتهاى احبار و اساقفه بود كه هر سال از عوام و سفله مىگرفتند فَبِئْسَ ما يَشْتَرُونَ پس بد چيزيست كه مىخورند يعنى بدل مىكنند نعيم جاودانى را بحطام فانى لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ مپندار اى محمد ص آنان را كه شاد مىباشند بِما أَتَوْا بهآنچه آمدند يعنى كردند از پوشيدن نعمت تو وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا و اينها دوست مىدارند آنكه ستوده شوند بِما لَمْ يَفْعَلُوا بهآنچه نكردند حضرت پيغمبر از يهود چيزى پرسيد و ايشان جواب آن مخفى داشته به نوعى ديگر سخن آغاز كردند و چنان فرا نمودند كه به راستى خبر دادند و با وجود آن دروغ ايشان را داعيه استحسان نيز بود اين آيت نازل شد يا در شان منافقان است كه از غزوه تخلف كردند و چون پيغمبر عليه السلام باز آمد ايشان زبان باعتذار گشوده توقع تحسين داشتند فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ پس مپنداريد اى محمد ص و مؤمنان ايشان را بِمَفازَةٍ كه اهل رستناند مِنَ الْعَذابِ از عذاب قيامت يا عذاب دنيا چون قتل و جلا و ذلّت و قبول جزيه وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ و مر ايشان راست عذاب دردناك در روز رستخيز وَ لِلَّهِ و خدا راست مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ پادشاهى آسمانها و زمينها وَ اللَّهُ و خدا عَلى كُلِّ شَيْءٍ به همه چيزها از مثوبت ابرار و عقوبت اشرار قَدِيرٌ تواناست آوردهاند كه قريش از يهود پرسيدند كه معجزه موسى عليه السلام بود چه ايشان حديث عصا و يد بيضا يا معجزات ديگر در ميان آوردند و از نصارى اعجاز عيسى ع سؤال كرده احياى موتى و ابراى مرضى بازگفتند پس بجناب نبوّت پناه ص آمده گفتند اى محمد ص ما از معجزات موسى ع و عيسى ع خبر يافتهايم و بطلب معجزات تو بدين جانب شتافتهايم اگر كوه صفا را زر سازى آن را علامت يگانگى معبود تو مىدانيم حق سبحانه اين آيت فرستاد كه اگر شما طالب آيات وحدانيتايد إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ به درستى كه در آفرينش آسمانها و آنچه در ويست وَ الْأَرْضِ و در آفريدن زمين و آنچه برديست وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ و آمد شد شب و روز يا اختلاف ايشان در نور و ظلمت يا نقصان و زيادت لَآياتٍ هرآئينه نشانهاست بر وجود صانع و وحدت او و كمال علم و قدرت او لِأُولِي الْأَلْبابِ مر خداوندان خرد را كه عقول ايشان از شوائب حس و وهم صافى و بادراك دقايق اسرار و حقايق آثار وافى باشد .