كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

124

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ و از اهل كتاب مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ كسى باشد كه او را امين سازى بِقِنْطارٍ به هزار و دويست اوقيه از مال يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ ادا كند آن مال را به تو و او عبد اللّه بن سلام بود رضى اللّه عنه ، كه يكى از قريش هزار و دويست اوقيه زر به امانت بوى داده بود و ابن سلام او را ادا كرد وَ مِنْهُمْ و از ايشان باشد مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ كسى كه او را امين گردانى بِدِينارٍ به يك دينار زر لا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ ادا نه كند و باز نه دهد به تو إِلَّا ما دُمْتَ مگر آنكه مادام باشى عَلَيْهِ قائِماً بر سر وى ايستاده به جهت تقاضا و آن فخاص بن عازورا بود از احبار يهود كه يك دينار به دو امانت داده بودند و او خيانت كرده در ان ذلِكَ اين خيانت مر يهود را بِأَنَّهُمْ قالُوا به‌آنست كه گفتند لَيْسَ عَلَيْنا نيست بر ما فِي الْأُمِّيِّينَ در باب خيانت با عرب كه خواننده و نويسنده نيستند سَبِيلٌ گناهى و عقوبتى در آخرت معتقد يهود آن بود كه توريت هر كه نداند امّيست و مال امّى را بر خود حلال مىدانستند و ديگر مىگفتند توريت روا داشته است كه با مخالف دين خود خيانت كنيم وَ يَقُولُونَ و مىگويند درين سخن عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ بر خدا دروغ چه در همه ملل و شرايع به اداى امانت حكم رفته است وَ هُمْ يَعْلَمُونَ و حال آنست كه ايشان مىدانند كه خيانت حرام است بَلى نه چنانست كه شما اعتقاد كرده‌ايد بلكه بر شما گرفت است در خيانت عرب و حكم اينست مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ هر كه وفا كند بعهدى كه خدا به او بسته در توريت به اداى امانت و ترك خيانت وَ اتَّقى و بپرهيزد در باب حلال و حرام فَإِنَّ اللَّهَ پس به درستى كه خدا يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ دوست مىدارد پرهيزگاران را إِنَّ الَّذِينَ به درستى كه آنان كه يَشْتَرُونَ مىفروشند و بدل مىكنند بِعَهْدِ اللَّهِ عهدى را كه با خدا بسته‌اند و آن ايمان است به محمد ص وَ أَيْمانِهِمْ و سوگندان دروغ خود را كه در باب صفت مصطفى ص و تغير آن مىخورند ثَمَناً قَلِيلًا به بهاى اندك و آن صاعى چند جو و گزى چند كرپاس بوده كه از كعب بن اشرف ستانده‌اند و نعت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم را تحريف كرده و بدين افترا پيش عوام سوگند خورده أُولئِكَ آن عهدشكنان و سوگندخورندگان به دروغ لا خَلاقَ لَهُمْ هيچ نصيبى نيست مر ايشان را فِي الْآخِرَةِ در آن سرا از ثواب خدا وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ و سخن نه گويد خدا با ايشان سخنى كه بدان خوش‌دل گردند وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ و به نظر رحمت بديشان نه نگرد يَوْمَ الْقِيامَةِ روز رستخيز وَ لا يُزَكِّيهِمْ و پاك نسازد ايشان را از لوث گناه وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ مر ايشان را باشد عذابى كه الم آن منقطع نه‌گردد .