كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
113
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ ياد كن اى محمد ص چون گفت زن عمران بن ماثان كه حنّه بنت فاقوذا بود در وقتى كه حامله شد رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ اى پروردگار من به درستى كه نذر كردم لَكَ ما فِي بَطْنِي براى تو آنچه در شكم منست مُحَرَّراً آزاد كرده شده از قيد تعلقات دنيا تا خاص ترا پرستد و خدمت مسجد تو كند در آن زمان خدمت مسجد قدس را بزرگ مىداشتند و فرزندان را براى آن كار نذر مىكردند و در شريعت ايشان بر فرزندان انقياد والدين در چنين نذرها فريضه بود بعد از نذر حنه شوهر او عمران گفت كه ويحك اين چيست كه كردى شايد كه در شكم تو دختر باشد و خدمت مسجد را نشايد بر زبان حنه جارى شد كه فَتَقَبَّلْ مِنِّي پس قبول كن خدايا از من آنچه نذر كردهام إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ به درستى كه تو شنوائى سخنى را كه در باب نذر گفتم الْعَلِيمُ دانائى به قصد من درين نذر كه جز رضاى تو نخواستم فَلَمَّا وَضَعَتْها پس آن هنگام كه بنهاد بار خود را ضمير عايد به جنين است يا نذيره قالَتْ گفت بر سبيل اعتذار و تحسر رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها اى پروردگار من به درستى كه من نهادهام آن بار أُنْثى فرزند ماده وَ اللَّهُ أَعْلَمُ و خداى داناترست بِما وَضَعَتْ بهآنچه بار بنهادم و حفص رح وضعت خواند يعنى خدا داناتر بود بهآنچه حنه وضع كرد و به قرائت بكر رح اين جمله مقوله قول حنه است و به قرائت حفص رح مستأنفه من قول اللّه تعالى وَ لَيْسَ الذَّكَرُ گفت حنه كه نيست فرزند كه من طلب كردم براى خدمت كنيسه كَالْأُنْثى همچون فرزند ماده كه به من داده وَ إِنِّي سَمَّيْتُها و به درستى كه من نام نهادم او را مَرْيَمَ و معنى اين لفظ بر زبان ايشان امة اللّه يعنى كنيزك خدا وَ إِنِّي أُعِيذُها بِكَ و به درستى كه من در پناه مىآورم او را به حضرت تو وَ ذُرِّيَّتَها و فرزندان او را مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ از وسوسه ديو سركش رانده شده يا از مس او ، بركت دعاى حنه به روزگار مريم و عيسى رسيده از مس شيطان محفوظ و محروس ماندند و در حديث آمده كه هيچ مولودى نباشد الا كه شيطان او را مس كند در وقت ولادت تا آن فرزند فرياد بركشد از مس شيطان الا مريم و پسر او كه ازين صورت محروس بودند فَتَقَبَّلَها پس فرا پذيرفت مريم را رَبُّها پروردگار او بِقَبُولٍ حَسَنٍ بپذيرفتن نيكو جهت خدمت خانه وَ أَنْبَتَها و برويانيد او را يعنى نشو و نما داد نَباتاً حَسَناً نشو و نماى نيكو يعنى پرورش يافت بر صلاح و عصمت و سداد و معرفت كه چون به نه سالگى رسيد بانواع عبادت بر همه احبار غالب شد و گويند پرورش حسن تخلّق او بود باخلاق ربانى القصه مادر او را بعد از ولادت به بيت المقدس آورده سدنه و احبار را گفت خذوا دونكم هذه النذيرة فراگيريد اين نذر كرده شده را كه از آن خداست بزرگان بقبول وى رغبت نمودند و ميان ايشان اختلاف افتاد تا وقتى كه قرعه زدند بر آن وجه كه قلمهاى خود را كه بدان كتابت توريت مىكردند به كنار نهر اردن برده در جوى آب افگندند به شرط آنكه قلم هر كس كه بر سر آب آيد پرورش مريم به دو متعلق باشد القصه قلم زكريا ع بر روى آب آمد و كفالت مريم بر زكريا مقرر شد وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا و فرا سپرد حق تعالى مريم را بزكريا و زكريا عليه السلام او را به خانه برده جهت ارضاع او دايه مقرر فرمود و چون از حد طفوليت درگذشت او را به مسجد آورده غرفه كه جز نردبان صعود بر آن ميسر نشدى براى او ترتيب داد و هرگاه كه زكريا از تعهد حال او فارغ شدى در غرفه بقفل محكم بسته كليد با خود داشتى و در حفاظت و حراست او باقصى الغايت كوشش نمودى تا مريم بزرگ شد و انوار ولايت بر صفحات احوال او لايح گشت كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها هرگاه كه درآمدى بر مريم -