كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

114

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ زكريا به غرفه كه مريم آنجا مىبود وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً مىيافت نزديك او روزى كه آن ميوه تابستانى بود در ميان زمستان و محصول زمستانى در فصل تابستانى زكريا كه چند نوبت اين صورت معاينه ديد قالَ يا مَرْيَمُ گفت اى مريم أَنَّى لَكِ هذا از كجاست ترا اين ميوه در غير وقت او قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ گفت مريم اين رزق كه مىبينى از نزديك خداست إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ به درستى كه كه خدا روزى مىدهد هرك را مىخواهد بِغَيْرِ حِسابٍ بيشمار از جهت كثرت يا به غير استحقاق مرزوق هُنالِكَ در آن وقت كه زكريا ثمره تازه ديد در غير هنگام طمعش افتاد با وجود كبر سن بوجود فرزندى پس در همان محراب دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ بخواند زكريا پروردگار خود را قالَ رَبِّ هَبْ لِي گفت اى پروردگار من ببخش مرا مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً از نزديك خود فرزندى پاك از آلايش گناه إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ به درستى كه تو از كرم شنوندهء دعاى يعنى اجابت‌كننده آنى فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ پس ندا كردند او را فرشتگان و گويند همين جبرئيل بوده و به جهت تعظيم او را بطريق جمع ياد كرد وَ هُوَ قائِمٌ و حال آنكه زكريا ع ايستاده بوده يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ نماز مىگذارد در محراب مريم يا در محرابى كه داشت أَنَّ اللَّهَ به درستى كه خدا يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى مژده مىدهد ترا به فرزندى كه نام او يحياست و معنى يحيى آنست كه نام پدر به دو زنده باشد ياد دين پدر به دو زندگى يابد مُصَدِّقاً در حالتى كه اين فرزند باوركننده باشد و ايمان آرنده بِكَلِمَةٍ بعيسى كه او كلمه است يعنى عيسى را كلمه ازين جهت گفته شد كه بىپدر او تولد شد و به كلمه كن پيدا شد مِنَ اللَّهِ از نزديك خداوند تعالى آورده‌اند كه اوّل كسى كه بعيسى ايمان آورد يحيى بود على نبينا و عليه السّلام و ديگر صفت يحيى اين است وَ سَيِّداً و مهترى به حلم و علم و تقوى كه شرائط سيادت است آراسته وَ حَصُوراً و باز ايستاده از زنان يا خود را بازدارنده از لهو و لعب وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ و پيغمبرى ناشى شده از شايسته حالان يعنى زكريا و آباى او صالح آن باشد كه حقوق خالق و خلائق بر وجهى ادا كند كه بايد و شايد و چون زكريا را به چنين فرزندى بشارت دادند قالَ رَبِّ گفت اى پروردگار من أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ از كجا باشد مرا پسرى وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ و به درستى كه فرا رسيده است مرا پيرى و بزرگ‌سالى وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ و زن من ايشاع و او خواهر مادر مريم بوده نازاينده است آيا ما را جوان مىسازى يا در همين پيرى فرزندى مىدهى قالَ گفت خدايا جبرئيل گفت بفرمان خدا كَذلِكَ همچنين برين حال كه هستيد از پيرى اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ خدا مىكند آنچه مىخواهد بر وفق عادت و خلاف آن .