كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
106
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
قَدْ كانَ لَكُمْ آيَةٌ به درستى كه بود شما را علامتى و نشانى درست بر نبوّت محمد ص فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتا در قصّه آن دو گروه كه همروى و همديدار شدند در حرب بدر فِئَةٌ تُقاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ گروهى كارزار مىكنند در راه خدا كه لشكر پيغمبر بودند سيصد و سيزده تن و هفتاد و هفت تن مهاجرين و دويست و سى و شش تن انصارى وَ أُخْرى كافِرَةٌ و گروهى ناگرويده به خدا كه لشكر ابو جهل بودند نهصد و پنجاه تن يَرَوْنَهُمْ مىديدند مسلمانان ايشان را يعنى لشكر كفار را مِثْلَيْهِمْ دو برابر خود رَأْيَ الْعَيْنِ ديدنى آشكارا اگرچه ايشان سه برابر مؤمنان بودند اما خداى تعالى وعده كرده بود كه يكى از مؤمنان را بر دو تن از كافران غالب گردانم مائة صابرة يغلبوا مائتين درين محل كفار را دو برابر ايشان بديشان نمود تا بوعده الهى مستظهر شده رو بحرب آرند و بر دشمن غلبه كنند و علامت مذكوره اين بود كه اندك بر بسيار غالب آمدند و در اخبار آمده است كه در ميدان حرب مؤمنان را اندك به چشم كافران درآورد تا بر جنگ دلير شدند و در اثناى حرب مؤمنان را ضعف لشكر ايشان بديشان نمود تا از خوف مغلوب و منكوب شدند و برين تقدير فاعل يرون كافران باشند و ضمير هم راجع به مؤمنان و علامت صحت نبوت اين بود وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ و خدا قوّت دهد بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ به يارى كردن خود هرك را خواهد إِنَّ فِي ذلِكَ به درستى كه در تقليل كثير و تكثير قليل لَعِبْرَةً هرآئينه اعتبارى هست لِأُولِي الْأَبْصارِ مر خداوندان بينائيها را مراد بينائى دل است كه بصيرت گويند زُيِّنَ لِلنَّاسِ زينت داده شده يعنى آراسته شده است براى مشركان حُبُّ الشَّهَواتِ دوستى آرزوهاى نفس مراد مشتهيات است و زينتدهنده حق تعالى بود كه خالق افعال و دواعى اوست و تزئين جهت امتحان بندگان باشد و گفتهاند مزين شيطانست كه مىآرايد در چشم حسّ ايشان اين مشتهيات را مِنَ النِّساءِ از زنان كه بدترين دام شيطان ايشانند وَ الْبَنِينَ و پسران كه محبوب طباع والديناند وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ و قنطارهاى گرد بر گرد نهاده يا دفين ساخته مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ از زر و سيم قنطار هشت هزار مثقال زر است يا هشت هزار مثقال نقره يا به پرى پوست گاوى دينار و درم وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ و ديگر اسپان علامتدار مراد آن نشان اسپ است كه عيب و هنر او ظاهر مىگرداند چون مطلق اليمين و اغر محجّل و امثال آن و گفتهاند مسومه اسپ آراسته است با تمام خلقت يا راهوار يا فربه يا ابلق كه ميل عرب بدان بيشتر بوده وَ الْأَنْعامِ و ديگر چهارپايان از شتر و گاو و گوسفند وَ الْحَرْثِ و كشتزار يا زمينها براى زرع ذلِكَ اينكه ياد كرده شد و در نظر كفّار آراسته گشته است مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا چيزيست كه برخوردارى پابند از آن در زندگانى دنيا وَ اللَّهُ و خدا كه معبود به حق است عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ نزديك اوست نيكوهاى بازگشت حسن المآب جز قرب رب الارباب متصور نيست بيت اى دل از درگاه جانان رخ متاب * زندگى خواهى به جانان اقتراب چند گردى كوه و صحرا در هوس * پيش او آى انه حسن المآب