كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

104

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

إِنَّ اللَّهَ به درستى كه كه خدا لا يَخْفى عَلَيْهِ شَيْءٌ پوشيده نمىماند برو چيزى از كائنات فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ در زمين و نه در آسمان بلكه علم الهى محيط است بجميع معلومات و موجودات و علم عيسى به بعضى از مغيبات حاصل بوده و آن نيز بتعليم حق بود پس به چنان علم ناقص مستدل نتوان شد به ربوبيت او هُوَ آن خدائى كه علم او محيط است به همه موجودات الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ آن كسست كه تصوير مىكند شما را فِي الْأَرْحامِ در رحمهاى مادران شما كَيْفَ يَشاءُ بهر نوع كه مىخواهد دراز و كوتاه و ذكر و انثى و سياه و سفيد و ناقص و كامل و زشت و زيبا سعيد و شقى و قدرت عيسى برين وجه نبوده بلكه در رحم مادر تصوير بافته مصوّر مصوّر خود نتواند بود زيرا كه مصوّر مخلوقست و مخلوق محتاج به خالق و محتاجى خدا را نشايد و خالق همه اللّهست لا إِلهَ إِلَّا هُوَ تكرير جهت تقرير وحدانيتست على رغم الف انصارى كه بثالث ثلاثه قائل‌اند الْعَزِيزُ بىهمتا و بىمانند الْحَكِيمُ داناى محكم‌كار هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ اوست آنكه فروفرستاد عَلَيْكَ الْكِتابَ بر تو قرآن را مِنْهُ بعضى اين كتاب آياتٌ مُحْكَماتٌ نشانهاى روشنست و آيتهاى مفصل و مبين كه در لفظ و معنى آن هيچ اشكال نباشد هُنَّ آن آيات محكمه أُمُّ الْكِتابِ اصل و معظم قرآنست وَ أُخَرُ و آيتهاى ديگر مُتَشابِهاتٌ ماننداند به يكديگر در ظاهر و ادراك معنى آن بىتامل دست نمىدهد بعضى برانند كه محكم آنست كه متحمل يك وجه بيش نباشد و متشابه آنكه احتمال وجوه دارد و شيخ ابو المنصور ماتريدى رح فرموده كه عقل بيان محكم مىداند و در متشابه بىمدد نقل دخل كردن نمىتواند و گفته‌اند متشابه حروف مقطعه‌اند كه يهود و نصارى از روى حساب جمل بدان بر مدّت دولت اسلام استدلال مىكردند و چون فاتحه هر سوره از مقطعات غير مكرره در حساب تفاوت بسيار مىداشت چنانچه در الم هفتاد و يكست و المص صد و شصت و يك و الرا دويست و سى و يك است و المر دويست و هفتاد و يك و آنچه طلب مىكردند بر ايشان مشتبه گفتند ما بدين ايمان نداريم حق سبحانه فرمود فَأَمَّا الَّذِينَ پس اما آن كسانى كه از جهت تقليد و تعصب فِي قُلُوبِهِمْ در دلهاى ايشان زَيْغٌ كجى و تباهى است يا شك در سخن الهى فَيَتَّبِعُونَ پس پيروى مىنمايند ما تَشابَهَ آن چيزى را كه لفظ او متشابه و معنى او مشكل‌ست مِنْهُ از كتاب ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ براى طلب كردن فتنه كه شركست يا تكذيب قرآن يا تلبيس بر جهال چنانچه يهود گفتند اين حسابهاى مختلف بر ما مشتبه است و غرض آن بود كه جاهلان قوم خود را در شك اندازند وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ و ديگر اتباع متشابهات مىكنند به جهت طلب تاويل آن بر وفق مدعى و متمناى خود وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ و نمىداند تاويل آنچه متشابه است إِلَّا اللَّهُ مگر خدائى كه آن را فروفرستاده امام سجاوندى رح فرمود كه بمذهب اهل سنت و جماعت اينجا وقف لازمست يعنى بر الا اللّه وقف بايد كرد تا راسخان علم كه بعد ازين مذكور مىشوند در دانستن تاويل داخل نگردند چه به حقيقت جز حق سبحانه بتاويل .