عبد الله قطب بن محيى
94
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
او با حاجت خويش همراه است نه با ما پس متعيّن شد كه بىنياز را به يارى گيريم و بىنياز جز خداى عزّ و جلّ نيست ، پس دل از مهر غير او پرداختيم به محبت او ، هر كس كه به محبت او و محبت [ محبان او ] « * » پرداخته باشد و هرآينه در مقام تخلّق به اخلاق اللّه پرتوى از غنا و بىنيازى و بىغرضى بر او افتاده ؛ و باللّه التوفيق . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 22 - [ خوشى و بلا و احاطه خداوندى بر ما ] ( من عبد اللّه قطب بن محيى ) چون آدمى به خواب مىرود و مىميرد و از خود غافل مىشود و فاتر مىگردد ، سخت محتاج است به [ شخص ] بيدارى كه به خواب نرود و زندهاى كه نميرد و خبيرى كه بىخبر نشود و قوىاى كه فترت به او راه نيابد ، تا چون آدمى به خواب رود ، آن بيدار حارس او باشد و چون بميرد ، آن زنده وارث او و ضابط معانى او و حافظ بازماندگان او باشد و چون از خود غافل و غايب شود ، آن خبير حاضر و ناظر او باشد و چون در خود فاتر شود ، آن قوى جابر حال او باشد و به امر او بازرسد . نور پروردگار بر ما محيط است ، و در حجر لطف خود ما را تربيت مىفرمايد ، چون ما را وحشتى روى مىنمايد ، نويد لطف او ما را انس مىبخشد ، چون نفس ما بر ما طغيان مىكند به نهيب قهر ، او را گوشمال مىدهد تا به جاى خود مىنشيند ، پيوسته به خاطرهاى گوناگون ما را آزمايش كند و آنچه در قوّهء ما است به لطائف حكمت به فعل آورد ، صرصرى از دبور غيب مىوزد و آدمى را در بيغولهها و خارستانهاى عجيب مىافكند و اشكال جبروت ، وى را مىنمايد و درهاى غريب بر او مىگشايد .
--> ( * ) . اقتباس از فقرهء دعاى حضرت امام سجاد عليه السلام است كه فرموده : « أسألك حبّك و حبّ من يحبّك » . ( مفاتيح الجنان ، مناجات المحبين ) . ( ويراستار )