عبد الله قطب بن محيى
84
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
لأن يسيل لعابك على صدرك و انت كاف اللسان عما لا يعنيك اجمل بك و احسن من ان تجلس الى قوم فتنطق بما لا يعنيك و لكل عمل دليل و دليل العقل التفكر و دليل التفكر الصمت » . و از وصيّتهاى اوست كه : « يا بنى اختر المجالس على عينيك فاذا رايت المجالس يذكر فيها اللّه فاجلس معهم فانّك ان تك عالما ينفعك علمك و ان تك غبيّا يعلّموك و ان يطلع اللّه عليهم برحمة تصبك معهم و لا تغبطنّ امرأ رحب الذّراعين بسفك دماء المؤمنين ، فانّ له عند اللّه قاتلا لا بموت » . و الحق اگر كسى خواهد كه به وصيّت اوّل او عمل كند ، وى را ميسر نشود تا آن زمان كه به وصيّت دوّم عمل كند و لهذا در اركان اربعه صمت قرين عزلت آمده ، سالك بايد كه به مجلسى كه آنجا لغو و لا يعنى گذرد حاضر نشود و تنهايى بر آن ايثار كند و اگر از تنهايى به تنگ آيد ، مطالعهء كتب تذكره كند و مجالست با صحابه و سلف و خيار عباد اللّه اختيار كند كه ايشان ( اموات ) به همنشينى ، اولىاند از اين زندگان ! اگر از زندگان كسى يابد كه با وى در ذكر و مذاكرهء خير شركت كند ، صحبت او بر خلوت اختيار كند ، ز آن كه : خلوت از اغيار بايد نى ز يار * پوستين بهر دى آمد نى بهار و اگر چنين كس نيابد تنهايى گزيند و اگر در ميان جمع باشد به دل بر كنار باشد و در لغو و تخليط ايشان با ايشان شركت نجويد . و چون صمت و عزلت او را مسلّم شد و بيدارى شب و صيام ايّام با آن انضمام يافت ، اركان اربعهء سلوك او را تمام شد ، سالك را همّت بر تشييد اين اركان مىبايد گماشت و ديگر كارها را گذاشت . ما را خواهى جمله حديث ما كن * خو وا ما كن ز ديگران خو وا كن اى دوست مهربان ! فرزند و پيوند و دوست و آشنا و اين و آن ، هر كس كه تو مىبينى ، چون كار افتاد ، همه به خود درماندهاند و با خود همراهاند : تا بدانى كه وقت پيچاپيچ * هيچ كس مر تو را نباشد هيچ و چگونه چنين نباشد و همه فقير و عاجزاند و درمانده و ناقصند ، شخص كه در