عبد الله قطب بن محيى
77
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
بىكارى دست به كارهاى متفرق بىسر و بن كه لا يعنى نام دارد زنند ، مثل اصحاب احقاف است ، و به خود مپسند كه مثل تو مثل سوء باشد و در آن كوش كه از مثل اعلى بهرهمند گردى ، دانى كه خداى عزّ و جلّ صفتش اين است كه لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ « 1 » پس به قدر مقدور تخلّق به خلق خداى كن . مؤمن دعوى كند كه محب خداى است ، آيا سزد كه محبوب بيدار باشد و به حال محب ناظر و محب به خواب باشد و از ذكر او غافل ، عكس اين به آداب محب و محبوب اقرب است . عجبا للمحبّ كيف ينام * كلّ نوم المحبّ حرام اى ولى رشيد ! آيين محبت ساز كن و بازار محبت گرم ساز و به سر قدم آى و در عهد شباب خدمتى چند بكن خداوند را ، كه چون ضعف پيرى رسد ، عاجز باشى و خدمت نتوانى كرد ، و يكسان نيست بندهاى كه حقوق خدمت او در حضرت خداوند ثابت است با بندهاى كه چنين نيست . خداوند تو شكور است وَ ما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا « 2 » خدمت بندگان فراموش او نيست ، آنچه امروز كنى براى تو نويسند و ثبت كنند تا آن روز كه حاجتمند باشى به مكافات آن به تو احسان كنند يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ . « 3 » اى ولى رشيد ! رشيد آنكس است كه كار خود كند و به مصلحت حال خود بازرسد . و چون من درنگرستم مصالح آدمى بسيار ديدم و مرا به يك يك آن باز رسيدن دشخوار نمود ، چنينم نمود كه يك كار بگزينم كه متضمن همهء كارها باشد ، اگر چنين كار باشد . و چون درنگرستم چنين كار بود ، و آن تقرّب و تودّد با خلّاق مقتدر است كه بالغ امره است ، دست به آن يك كار گرفتم و آن يك كار به جدّ مىكنم و چون آن كار به
--> ( 1 ) . سوره مؤمنون ، آيه 255 « نه خوابى سبك او را فرومىگيرد و نه خوابى گران » . ( 2 ) . سوره مريم ، آيه 64 « و پروردگارت هرگز فراموشكار نبوده است » . ( 3 ) . سوره انشقاق ، آيه 6 « اى انسان حقا كه تو به سوى پروردگار خود به سختى در تلاشى و او را ملاقات خواهى كرد » .