عبد الله قطب بن محيى
78
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
تقديم رسانيدم فارغ البال و مطمئن خاطرم و هيچ غم و اندوه كارى ديگر ندارم ، چه مىدانم كه خلّاق مقتدر به همهء كار من بازمىرسد ، اكنون خواب امن مىكنم ، اما چنين خواب به بيدارى ميسر نباشد ، براى آنكه خلّاق مقتدر آنگاه به كلّ كار من رسد كه كلّ من در كار او باشد و روز و شب خود همه در كار او كنم . و هيچ نزد خلّاق مقتدر دوستتر از ذكر او نيافتم ، چه او را حاجتى ثابت نيست كه به گذاردن آن تقرّب به او جويم ، اما به دوستى خود ذكر خود را دوست دارد ، لاجرم فرموده : أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي . « 1 » و شب هنگام كه ملوك از تدبير مملكت و كار پادشاهى باز پردازند به خود پردازند و احباب خود ، و ملك الملوك تعالى و تقدّس احد و صمد است و او را كفو و همتايى نيست ، محبوب او جز ذكر او نيست . چون شب درآيد فصلى از ذكر برآرايم بس زيبا و ثنايى ترتيب دهم فراخور و در حضرت كبريا عرضه دارم و دانم كه خداوند من شكور است . امروز كه به حكمت روز من ساخته چون چنين خدمت شايستهاى به تقديم رسانم ، آن روز كه به قدرت روز او باشد ( و الأيّام كلّها له ) تا چه جزاى شايسته مرا دهد ؛ من امروز او را به او نمودم ، او نيز آن روز مرا به من بنمايد و چون ديگران را به جرم نَسُوا اللَّهَ « 2 » داغ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ « 3 » برنهد ، مرا به طاعت ( فاذكروا اللّه ) خلعت ( فذكّرهم انفسهم ) كرامت كند و چون من وجه خود ببينم به تمام سعادت خود رسيده باشم . اكنون مىكوشم براى اين آرزو و هركس كه در اين روش با من شركت مىكند او را مژده مىدهم به مثل آنچه خود را به آن مژده مىدهم و السلام . ( الحق ) اگر كسى پرسد كه خداى را به خداى نمودن چگونه باشد ؟ گوييم : چون بندهء مؤمن ثناى خداى عزّ و جلّ به ادا رساند ، خداى عزّ و جلّ آن گفتار او را بشنود و
--> ( 1 ) . سوره طه ، آيه 14 « و به ياد من نماز بر پا دار » . ( 2 ) . سوره حشر ، آيه 19 « خدا را فراموش كردند » . ( 3 ) . سورهء حشر ، آيهء 19 « پس [ خدا هم ] فراموششان كرد » .