عبد الله قطب بن محيى
71
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
بيگانگان هرگز به صورتى خوب نباشد ! در بسط ، طغيان و بطر پيدا كند و در قبض ، انكسار و سخط . خداى عزّ و جلّ به نبى خود صلّى اللّه عليه و آله وحى كرد كه : اگر خواهى سنگريزهء رودخانه براى تو به زر كنم . فرمود : لا يا رب خواهم كه يك روز طعام يابم و خورم و تو را شكر كنم و يك روز روزه دارم و براى تو صبر كنم ، اينكان مؤمنان ! ماه روزه رسيد ، ماه صبر است ، دهان از طعام ببنديد و زبان از غيبت و لا يعنى نگاه داريد و چنانچه بدن در بوتهء جوع مىگدازانيد ، دل در بوتهء محبت خدا بگدازانيد ؛ و السلام . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 14 [ گناه ، مرگ و مقت الهى ] آدمى چه آمن است كه روزى از روزها گناهى كرده باشد كه به آن سبب از نظر خداى عزّ و جلّ افتاده باشد ! و هركس كه از نظر خداى عزّ و جلّ افتاد و مقت خداى او را دريافت ، رشد خويش را گم كرد و سر رشتهء كارش از دست رفت ، چنانكه هرگز باز نخواهد يافت ! و پس از آن متقلّب در اوديهء ضلالت است و هرچه مىكند همه سيّئه است ، براى آنكه كسى كه غشاوهء قهر بر او تنيدند ، كارش همه مغشوش است و عمل خالص از وى ، من بعد ممتنع الوجود است ! براى آنكه اخلاص سرّى است از سرّ خداى كه در دل آنكس كه خواهد نهد و نخواهد آن را جز به آنكس كه او را دوست دارد و به نظر لطف به او ناظر باشد . چون كسى را دشمن گرفته باشد و مقت خويش بر او حلال كرده كجا اخلاص در دل وى نهد و كجا او را نيل حقيقت اخلاص ، كه سرّ اكبر خداى است ممكن باشد ؟ اعمال او آنچه از جنس سيّئات است ، خود سيّئات است و آنچه از جنس حسنات است مدخول و معلول باشد و محبط و مردود