عبد الله قطب بن محيى

515

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 217 - [ بر اغنيا و اهل دنيا لازم است كه به خدمت اهل فقر شتابند ] من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه و حبيبى الامير الحاج شمس الملّة و الدّين ابى سعيد ، ادام اللّه تأييده . بر اغنيا و اهل دنيا لازم است كه به خدمت اهل فقر شتابند و از آنكه خاك راه ايشان را به مژه پاك كنند باك ندارند و مادام كه چنين نكنند نقد عبادت ايشان خداى را عزّ و جلّ مسكوك نيست ( و صدق آن مشكوك است ) ، چنانچه ابليس لعنه اللّه با [ اين ] وجود كه چهار صد هزار سال به عبادت خداى عزّ و جلّ مشغول بود و هيچ قطعه‌اى از زمين نگذاشت كه در وى طاعتى نكرد ، عبادت او اعتماد را نمىشايست و صدق و اخلاص آن معلوم نمىشد ، تا صورت صفى اللّه آدم عليه السلام واسطه ساختند و او را به تكليف به سجده مر او امتحان كردند ، تا اگر بر برگزيدهء خداى عزّ و جلّ سر نهد ، سر نهادن او خداى را ، به طابع صدق سكه زنند و معلوم شود كه خداى را ازآنجاكه خداى است مىپرستيده و الّا مبيّن گردد كه آن به پرستش او خيال‌بازى بوده و انقياد خيال خويش ، و هيچ‌كس از انقياد خيال خود سر نمىپيچد ، براى آنكه آن به انقياد خود راجع است ، ليكن چون غيبى محصّل از خارج به وى فرستند ، انقياد او غير انقياد خود است و خروج است از خود ، از آن معلوم توان كرد كه او بندگى دارد يا هواى خداوندى ، پس صفىّ اللّه حجت خدا و امتحان اكبر او است . خداپرست و خودپرست را چون خواهد كه از هم جدا كند ، بدان ميزان سنجد و بر آن محك زند ، اوّل قلبى كه به اين محك رسوا شد و عبادت چندين هزار سالهء او « هباء منثورا » گشت و خودپرستى كه او در صورت خداپرستى مىكرد بر همگان آشكارا شد و پرده از روى كار او برخاست تا بر خودش و همه كس ظاهر شد كه او خود را بوده نه خداى را ، عزازيل بود .