عبد الله قطب بن محيى
511
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
رحمت خداى . اى ولى من ! ما چنين و مردمان چنانكه دانى كه ايشان را جز از لذّات اين جهان نيفتاده ، ما و ايشان با همچون بسر بريم ( اين معامله ) اى است كه به هم نمىرسد ، نى ما و طنبور ايشان ، به هم نمىگيرد رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ « 1 » . اقول قولى هذا و استغفر اللّه لى و لكم . جهان طبيعت جهانى باشد كه درك و نطق به همگى او نرسد ، همچون اين جهان كه جز آدمى در آن دانا و گويا نباشد و همهء آدمى نيز دانا و گويا نباشد ، دل او ( نيز ) چنان باشد . و جهان حكمت جهانى باشد كه درك و نطق به همگى او رسد همچون آن جهان كه أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ « 2 » در آن آمده و يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ . « 3 » چه طبيعت قوّتى است كه تأثير نه به دانش كند و حكمت قوّتى است كه تأثير به دانش كند . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 215 - [ محبتورز مىبايد بود ] من عبد اللّه قطب الى وليّى حقا الامير ركن الدّين حسن ، عافاه اللّه تعالى فى جسمه و نفسه و طهّر قلبه و سرّه . محبتورز مىبايد بود كه آن لذّت و حظّ كه مردمان از طعام و شراب و ساير تمتعات مىيابند از محبت يابند ، و هيهات لذت محبت كجا و لذت آنها كجا « حلوا به
--> ( 1 ) . سوره اعراف ، آيه 89 « بار پروردگارا ميان ما و قوم ما به حق داورى كن كه تو بهترين داورانى » . ( 2 ) . سوره فصّلت ، آيه 21 « همان خدايى كه هر چيزى را به زبان درآورده ، ما را گويا كرده است » . ( 3 ) . سوره نور ، آيه 24 « در روزى كه زبان و دستها و پاهايشان بر ضد آنان براى آنچه انجام مىدادند شهادت مىدهند » .