عبد الله قطب بن محيى

512

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

كسى ده كه محبت نچشيده است . » لذت محبت لذت حىّ است و آن لذّات ، لذّات ميّت ، اى ولى من ! بعضى از مشايخ گفته ( اند ) : از هرچه در بهشت هست نمودارى در دنيا هست ، نمودار لقاء اللّه لقاى اخوان است ، پس چنانچه لقاء اللّه در آخرت لذاته مطلوب است و اجلّ حظوظ است ، هرآينه بايد كه لقاى اخوان در جهان لذاته مقصود باشد و اجلّ حظوظ جهان باشد ، اما چنين ديدار جز به نظر محبت حقيقيه نتوان يافت . عامهء ناس كه از محبت حقيقيه ، اعنى محبت خالى از غرض كه به رابطهء الهى باشد خالىاند ، ايشان را در ديدار يكديگر لذاته حظّى نباشد ، حظ ايشان لذاته از شهوات حيوانيه باشد ، از اكل و شرب و نكاح و تغلّب و امثال ذلك و هركس را كه دوست دارند براى آن دوست دارند كه وسيله بلوغ به يكى از اين حظوظ باشد ، و هيچ‌كس نباشد كه لذاته ديدار او حظ ايشان باشد و هيهات ايشان كجا ( شايسته ) محبت انسان باشند كه ( آن ) « مخلوق على صورة الرّحمن » است جز مردمان الهى را شايستگى اين نباشد كه آدمى حظّ ايشان باشد . اى ولى من ! چنانچه هر جانور قوتى على حده دارد ، مرغ گوشت نخورد و سباع دانه نچينند ، همچنين هر جنس آدمى را قوتى و حظّى باشد ، عارفان و اهل اللّه آدمى قوت ايشان باشد ، حظّ از ديدار آدمى يابند ، يعنى آن آدمى كه به حقيقت آدمى باشد و « النّظر الى العالم عبادة » در شأن وى راست آيد و عامهء ناس را تقوّت به اين قوت ممكن نباشد ، اكنون صلاى محبت در مىدهيم در ميان جماعت اخوان : هان ! مهر با يكديگر تازه كنيد و محبت يكديگر را به جان خريدار آييد ، و به ورزش محبت مشغول شويد تا شما را ( به ديدار ) يكديگر آن سرور حاصل باشد كه هرچند حوادث و مصائب روى نمايد شما به روى يكديگر تلخى آن را به شيرينى بدل كنيد ، و هرچند دشمنان به كينهء شما برخيزند ، شدّت عداوت ايشان در نرمى محبت شما ننمايد : هزار دشمنم ار مىكنند قصد هلاك * گرم تو دوستى از دشمنان ندارم باك