عبد الله قطب بن محيى
498
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
اى ولى من ! اكثر مردمان ، ظاهرى از حيات دنيا مىدانند ، از كار آخرت غافلاند و آن كار را به كارى نمىگيرند مگر به زبان و آن نيز چندان كه به خشم نرفتهاند چون به خشم رفتند آن تكلّف نيز از ميان برمىدارند ، اگر تو پى مردمان مىگيرى ، زود است كه تو را از راه بيرون بردهاند وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ . « 1 » اى ولى من ! آن دم كه صور بعث دميدند ، پيوندها و نسبها كه در اين جهان اعتبار كردهاند هيچ نمىماند ، هركس خود است و خود ، فكر خود كن و غم خود خور كه به خدا كه آن روز هرچند برادر و پدر خوانى هيچكس تو را جواب ندهد لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ « 2 » اى ولى من ! بياض به آخر رسيد ، اما پند به آخر نرسيد . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 208 - [ اهل دنيا بىهمتان و پستانند ] من عبد اللّه قطب الى وليّى و حبيبى و خليلى الامير شمس الملّة و الدّين ابى سيعد . اين عمر به هر وجه كه هست سر خواهد آمد ، اگر به نوعى باشد كه مثمر خوشىاى باشد در عمر دوم اولى باشد ، تجربهء حال اين زندگانى ما را افتاده و دانستهايم كه بر كس گوارا نمىشود ، كوشش كردن كه آن را به صلاح دارند آهن سرد كوفتن است ، از پى آن باز مىبايد شد كه به صلاح و فساد آن زياده مبالات ندارند ، كارى كه كران ندارد آغاز مكن . دست به اصلاح عمر دوم مىبايد گرفت كه صلاحپذير است ، مگر ازآنجا گشادى شود ، كار جهان آزمودهايم و دانسته كه : وجود اينجاى بىخوف عدم نيست * و گر لذّت بود بىصد الم نيست
--> ( 1 ) . سوره انعام ، آيه 116 « و اگر از بيشتر كسانى كه در [ اين سر ] زمين مىباشند پيروى كنى تو را از راه خدا گمراه مىكنند » . ( 2 ) . سوره عبس ، آيه 37 « در آن روز هر كسى از آنان را كارى است كه او را به خود مشغول مىدارد » .