عبد الله قطب بن محيى

488

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

ادعيه نبويّه است « اللّهمّ انّى اعوذ بك ان اظلم او اظلم » مگر آنكه بىصبرى و غضب مفرط از خود فهمد ، چنانچه اگر متوجه دفع آن ظلم شود ، حركات شنيعه از او صادر گردد كه آن هنگام در صبر كردن بر ظلم معذور تواند بود ، و مبادا كه كس چنين بىصبر و غضوب باشد ، و السّلام على وليّى و رحمة اللّه . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 203 - [ ذكر لا إله الا الله ] من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه و حبيبى الامير شمس الملّة و الدّين ابى سعيد ، اعانه اللّه و ايّده و هديه و سدّده . مقصود از نفى خاطر نه آن است كه خاطر به اسرها منتفى گردد تا حالتى روى نمايد شبيه بيهوشى ، مقصود آن است كه آنچه رفتنى است برود و آنچه ماندنى است بماند ، و شرح اين آن است كه خاطر دو قسم است : بعضى رسل غيب است كه از معادن فعل الهى انبعاث مىيابد و روى به غايتى دارد وجودى . و بعضى احاديث نفس است كه دل به آن مشغول مىدارد ، چنانچه دايه طفل را به افسانه مشغول كند ، و اين هر دو نوع به هم ممزوج است . اما قسم اول رزين است و متين و قسم دوم خفيف است و واهى همه را در هم به باد مىبايد داد ، آنچه دانه است و رزين ، به تك مىنشيند و قرار مىگيرد ، و آنچه كاه است و سبك به باد مىرود و ناچيز مىگردد . و قسم اول ، باز دو قسم است ، براى آنكه يا از معادن لطف منبعث شده و داعى است به خير ، يا از معادن قهر منبعث شده و داعى است به شر ، اگر اول است آن را به بشر و طلاقت استقبال مىبايد كرد و به مقتضى آن مسارعت كردن ، و اگر دوّم است به خوف و تضرّع پيش مىبايد رفت مگر هم او كه فرستاده آن را بازخواند ، قوّت بشر