عبد الله قطب بن محيى

489

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

طاقت مقاومت با آن ندارد فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا « 1 » « أعوذ بك منك » اينجا باشد و اينجا محل ظهور توفيق و خذلان است ، اگر توفيق در كار آيد ، خاطرى معارض آن از معادن لطف انبعاث يابد كه دافع آن گردد و اگر فروگذاشت شود ، آن خاطر قهرى حكم خويش بر او براند و هيچ‌كس دست پيش آن نتواند آورد وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ « 2 » . فصل : و در حين ذكر ملاحظه معنى لا إله الّا اللّه كه نفى شرك است بايد كرد و هيچ ديگر به آن ضم نبايد كرد ، اما سالك بايد كه شرك عام نفى كند كه شامل جلى و خفى هر دو باشد ، چنانچه محصّل معنى لا إله الّا اللّه اين باشد كه هيچ‌كس و هيچ‌چيز سزاوار آن نيست كه ركون دل به سوى او باشد جز خداى عزّ و جلّ . ( و قرائت حديث موقوف باشد تا گاهى كه صلاح باشد و اعلام رود . فصل : و گاه‌گاه در وثاقى كه صلاح فرمايند به حال خود بودن انسب است از دوام صحبت بلا فترت . فصل : و به كوه رفتن جهت هيزم عيبى ندارد . فصل : و هركس كه انتظام امر اخوان‌آباد و اجتماع در آن بر او موقوف باشد ، مثل امير عماد الدّين جعفر و امير ركن الدّين حسن و امير غياث الدين محمد ، توجه به شهر موقوف دارند و به كمند جذب ما را نيز به آنجا كشند . اللّهمّ عمّرها بالعابدين و اجعلها من بيوت أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ « 3 » . )

--> ( 1 ) . سوره انعام ، آيه 43 « پس چرا هنگامى كه عذاب ما به آنان رسيد تضرع نكردند » . ( 2 ) . سوره زمر ، آيه 36 « و هركه را خدا گمراه كند او را راهبرى نيست » . ( 3 ) . سوره نور ، آيه‌هاى 36 و 37 « خدا رخصت داده كه [ قدر و منزلت ] آنها رفعت يابد و نامش در آنها ياد شود ، در آن [ خانه ] ها هر بامداد و شامگاه او را نيايش مىكنند ، مردانى كه نه تجارت و نه دادوستدى آنان را از ياد خدا مشغول نمىدارد » .