عبد الله قطب بن محيى
480
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
( و بعد خوابى كه ديده و قلمى فرموده بودند بسيار از آن شادمان شدم و خداى را عزّ و جلّ بر آن شكر كردم ، نعمت و رحمت او پيوسته افزون باد ، و بعد استشاره كه در باب نقل به اخوانآباد فرموده بودند ، نقل مستحسن مىنمايد و به حكم « من سنّ سنة حسنة . . . الخ » اين سبق شما را روزى شد و هركس كه متابعت كند شما را در اجر وى شركتى است « فبشرى لكم » و هركس كه بر سختى و تنهايى و مشقت بودن در آنجا صبر كند او را از خداى عزّ و جلّ اجر عظيم است . و بعد در باب بدعتى كه آن را « نوعيد » نام است ، اصابت شما را بوده و وظيفه اخوان « الهم هم اللّه الصّواب فى جميع الابواب » آن بوده كه اقامهء آن عادت ردّيه نفرمايند و چنين سنن زايغه را زير پاى درآرند و در جستن رضاى خداى عزّ و جلّ به نارضايى ديگران مبالات نكنند كه آخر هم خداى عزّ و جلّ ايشان را راضى سازد و شاكر و منتپذير ، براى آنكه چنين عادت بليّه و عذاب است بر همه كس ، اما چون معتاد شده لذّتى عرضى پيدا كرده و الم ذاتى پوشيده گشته ، آخر كه رفع شد و آن لذّت عرضى باطل گشت و از آن الم ذاتى او خلاص شدند ، منّتپذيراند از آنكس كه آن را از سر ايشان باز كرد . چه لذّت كسى را كه قرض بايد كرد كه به خرج « نوعيد » كند ؟ و صد تفرقه بر خود بايد نهاد تا ترتيب سفره كند ، لذّت در فراغت است ، اگر كسى سختى مىكشد و در آن طمع ثوابى دارد ، غم نيست ، هرچند مىكشد گو بكش ، اما سختى كشيدن كه در آن ثوابى طمع نباشد بلكه عقاب مترقب باشد ، وظيفهء خردمند نيست و چگونه مؤمن از آن خشنود باشد . نبايد كه حظّ اخوان از فقاهت جرأت بر تأويلات باشد و دين را تابع هواى خود ساختن إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ « 1 » عالم ترسناكتر بايد باشد ، اين دين كه شما به حكم ايمان از آن روز كه به سنّ تميز درآمدهايد گرفتهايد و به حكم بصيرت مجددا
--> ( 1 ) . سوره فاطر ، آيه 28 « از بندگان خدا تنها دانايانند كه از او مىترسند » .