عبد الله قطب بن محيى
462
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
روى بر وى مزهء اختيار مىچشد ، آنقدر كه ممكن است ؛ فافهم . اما مصالح دنيويه ، چون مقصود از آن مجرد بقاى بنيه است ، مدّتى معدود كه در آن اكتساب كمالات حقيقيه كند - و بقاى بنيه به آن مشروط نيست به آنكه آن به اختيار عبد حاصل باشد - خداى عزّ و جلّ آن را تكفل فرموده كه وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها « 1 » اكنون وظيفهء خردمند نيست كه كارى كه ديگرى متكفل آن است و بىسعى او مكفى است بر خود نهد ، تا به آن از كارى كه در عهدهء او است و اگر او نمىكند ضايع مىماند بازماند . عارفان اشتغال به كسب معاش براى تعاون كردهاند ، چنانچه آن نيز داخل اعمال آخرت ايشان است ، از قبيل صلاة و صيام ، نه آنكه روزى خود را به آن موقوف مىدانند ، و نشانهء اين آن است كه اگر ابواب كسب بر ايشان مسدود شد ، هيچ اضطراب ايشان را پيدا نمىشود « كما قال بعض العارفين : التوكّل هو ان لا تكون بما فى يدك اوثق منك بما فى يد اللّه » به خلاف عامهء ناس كه اشتغال ايشان به كسب معاش نيست الّا براى جهل به آنكه خداى عزّ و جلّ ضمان آن شده و اعتقاد آنكه اگر ايشان آن را كسب نكنند ضايع مانند . « و هذا لجهلهم بالحقايق ثمّ عدم الايمان بما يخبر به اهل الحقائق ، لا لهم قلب يعقلون و لا سمع يلقون ، اعاذك اللّه يا اخى ان تكون منهم و جعلك من اهل السمع ثمّ من اهل القلب » و السّلام . ( نوشته بود كه بعضى از لواحق عمارات امسال موقوف مىشود ، از توقيف آن باكى نيست ، مادام كه قدر ضرورت تمام گردد . نوشته بود كه بعضى يعنى من غير الاخوان ، رخصت مىطلبند كه خانه سازند ، چون معمورى را از جماعتى بدّ نيست هركس كه صلاح باشد رخصت بايد داد « الّا من ذكر اسمه » و كسى را رخصت بايد داد كه در او سه صفت باشد ، اول آنكه نماز پنج وقت گزارد و فسقى معلوم نداشته باشد ،
--> ( 1 ) . سوره هود ، آيه 6 « و هيچ جنبندهاى در زمين نيست مگر [ اينكه ] روزىاش بر عهدهء خداست » .