عبد الله قطب بن محيى
459
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
است : گفت با امر حقم اشراك نيست * گر بريزد خونم امرش باك نيست راضيم من شاكرم من اى حريف * اين طرف رسوا و پيش حق شريف تفاوت حال سالكان با ديگران خود همين است كه كار ايشان نه بر چيزى مبتنى است كه زوالپذير و قابل تغيير است ، چون آبادانى آن سرزمين امرى است كه در حدّ ذات خود ممكن است كه بشود و ممكن است كه نشود ، كجا دل سالك به آن باز بسته خواهد بود و سكون و آرام او به آن خواهد بود ، قرارگاه سالكان ، مقعد صدق است و آرام ايشان به ذكر حق كه أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ « 1 » ايشان را در زمين مستقرّى نيست و در عالم حدثان آرامگاهى نه ، اما اميد چنان است كه آن سرزمين آبادان شود و جدّ اخوان در ( آبادانى ) آن فاتر نگردد و سعيى كه كردهاند ضايع نشود . اگرچه كه به هيچ حال ضايع نيست وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ . « 2 » هرچه براى خدا سازيد جاويد گردد ، يا در اين جهان يا در آن جهان ، دانم كه توقفى و تعللى كه توجه به آنجا را افتاده كه ناشى از توقف توجه مخدومم و برادرم است به آنجا موجب قبض خاطر اخوان و پژمردگى فىالجمله شده باشد ، نى نى از گل افروختهتر باشند و هيچ بايد كه ايشان را پژمرده نسازد و در كار خود سست نكند كه اين كار كه ما به دست داريم يك سر موى براى آن منت از جهان قبول نداريم ، هر چيز از جهان كه مىشود يا نمىشود اختيار دارد و نيز بدانند كه كار حق موى به موى مىشود و به تدريج و افتانوخيزان ، عجله در آن نيست و چنين اولى است . دولت آن به كه افتوخيز بود * دولت تيز رستخيز بود
--> ( 1 ) . سوره رعد ، آيه 28 « آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مىيابد » . ( 2 ) . سوره بقره ، آيه 143 « و خدا بر آن نبود كه ايمان شما را ضايع گرداند زيرا خدا [ نسبت ] به مردم دلسوز و مهربان است » .