عبد الله قطب بن محيى
460
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
اى اخوان ! مپنداريد كه اگر من اينجاام از شما جداام « المحيا محياكم و الممات مماتكم » . ( به قيامت برم اين عهد كه بستم با تو ، من جزئىام از شما ، از شما جدا افتاده ، قرابت من شماايد ) « و اهلى فى دين الهوى اهله » اى اخوان ! اين كار كه ما دست به آن گرفتهايم نه كارى بازى است ، آن كار است كه سماوات و ارض براى آن ساختهاند ، چگونه ( آن را ) هيّن و سست گيريم و آسان دست از آن بازداريم ، اگرچه گمان اثر مردمان نه آن است كه وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ . « 1 » اى اخوان ! ما را تا رمقى در تن است در اين كار مىكوشيم و هركس از اخوان كه با ما بماند ، مردمان بر هرچه مىخواهند گو باشند ، آنچه ما مىجوييم اين يك عمر كه داريم نذر آن كردهايم به نذر خود وفا مىكنيم ، اگر آن بشود ( فبها و اگر آن نشود ) اى بسا آرزو كه خاك شده ( ما ببينيم و شيخ الاخوان و سيد الاخوان نيز ببينند هركس كه بر اين مىباشد ( صلاح ) است . اى اخوان ! اگر امروز نشود شايد فردا بشود و اگر فردا نشود روز ديگر ، تا يك نفس باقى است اميد منقطع نيست ، تا زندهايم اين در مىكوبيم ، چون بميريم و دست ما از كار فروماند معذور باشيم . كانّ كه مىبينم كه امير فاضل الدين محمد مىگويد كه من نيز ، اللّهمّ ثبّته فى التّائبين . ) اى اخوان ! پيدا آن است كه پنهان است و پنهان آنچه پيدا ، دست به هرچه مىگيريد خداى عزّ و جلّ از آن نزديكتر است ، دست به لطف او گيريد و معوّل بر او كنيد كه خداى شما غايب نيست و بايد كه طفل در كنار مادر آمنتر نباشد از شما در حجر لطف او وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ « 2 » و السّلام . * * *
--> ( 1 ) . سوره روم ، آيههاى 6 و 7 « ولى بيشتر مردم نمىدانند ، از زندگى دنيا ظاهرى را مىشناسند و حال آنكه از آخرت غافلند » . ( 2 ) . سوره بقره ، آيه 207 « و خدا نسبت به بندگان مهربان است » .