عبد الله قطب بن محيى
450
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
الوان هستى ، در هوام نگر كه از احقر حيواناتند و انواع آن را بين از زنبور و نحل و ذباب و پشه ، هر يكى امّتى جداگانه و او را كاروبار على حدّه ، هر يك به كاروبار خود مهتدى و در خور كار خود آفريده شده الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى « 1 » « اى اعطاه خلقته اللائقة به ثمّ هديه لاستعمال ما اعطاه من قوى الخلقة فيما اعطاها لاجله » . اى اخوان ! هر صنف از اصناف حيوان در استغراق كاروبار خويش و انديشهء نظام امر خود چنانند كه جز خود را گويى نمىدانند ، گويى نه آدم آفريده شده و نه آدميان ، اين همه طنطنه آدمى چيست ؟ وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ « 2 » . اى اخوان ! هر يك از خداى خويش آگاهند و خداى ايشان از ايشان آگاه كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ « 3 » نه آگاهىاى بشرى ، آگاهىاى چنانچه خدا داند ، آگاهى بشرى بشر را باشد ، ترك زبان عرب نداند و عرب زبان ترك ، امّا خدا زبان هر دو داند . اى اخوان ! در هر سرى سرىّ است ، سرّ حيوانات خداى ايشان داند فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى « 4 » اى اخوان ! ديده برگشاييد بر جمال هستى و ببيند كه اين الوان هستى از كجا مىآيد و به كجا مىرود ، هرچه از هستى فرومىرود درود خود به دست وى به خداى رسانيد كه مىرساند ، اى اخوان ! گريبان صبر چاك كنم ؟ چه انديشه كنم ؟ بىطاقتم از شوق آنجا كه اين هستان ازآنجا مىآيند و باز آنجا مىروند ، اما دانم كه با كثافت
--> ( 1 ) . سوره طه ، آيه 50 « اوست [ خدايى ] كه هر چيزى را خلقتى كه در خور آن است داده ، سپس آن را هدايت فرموده است » . ( 2 ) . سوره انعام ، آيه 38 « و هيچ جنبندهاى در زمين نيست و نه هيچ پرندهاى كه با دو بال خود پرواز مىكند ، مگر آنكه آنها [ نيز ] گروههايى مانند شما هستند ما هيچ چيزى را در كتاب [ لوح محفوظ ] فروگذار نكردهايم ، سپس [ همه ] به سوى پروردگارشان محشور خواهند گرديد » . ( 3 ) . سوره نور ، آيه 41 « همه ستايش و نيايش خود را مىدانند و خدا به آنچه مىكنند داناست » . ( 4 ) . سوره طه ، آيه 7 « او نهان و نهانتر را مىداند » .