عبد الله قطب بن محيى

442

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

چنان ترسان نيستم كه از مردمان ، ( چه مىدانيم كه مردمان ) از مفارقت اخوان از اطوار ايشان در تنگ خواهند بود و اين در خود بسيار نتوانند گذرانيد ، آخر اجهار و اظهار كنند و لوائح انكار هم‌اكنون بر مخايل احوال ايشان لايح خواهد بود ، و هذا اشدّ فتنة يبتلى بها الاخوان ايّدهم اللّه و اعان لو لا عصمة الرّحمن . بارى موعد ما نزد حوض رسول اللّه است صلى اللّه عليه و آله ، آنجا ببينم كه خود را رسانيده و كه بازمانده و يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي « 1 » بر خود خوانده ، اى برادر ! اگر ما ديدار رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله ( نزد حوض ) ببينيم ما را چه زيان از هر بلا و تعب كه در جهان كشيده باشيم و اگر العياذ باللّه اين ميسر نشود ، ما را چه سود از هر خوشى و لذت كه در جهان يافته باشيم ؟ اى برادر ! به خاصه تو مىگويم : خود را درياب و انديشهء خود بكن كه عذاب آخرت آسان نيست ، براى آنكه به نقد خود را از اندك زحمتى برهانى ، چيزى مكن كه فردا به زحمتى گرفتار شوى كه طاقت به حمل آن نرسد و براى اندك لذتى كه بيابى چيزى مكن كه از لذت جاويد محروم شوى ، به غفلت روزگار مگذران ، در خود بسوز و بگداز و آرام و قرار مگير ، هرگاه كه آرام گرفتى بدان كه هلاك شدى ، همچون مرغ كه هرگاه كه از پر زدن باز ايستاد افتاد ، اى برادر ! نامه به آخر رسيد اما سخن به آخر نرسيد ؛ و السلام . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 186 - [ غنيمت فرصت ] من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه الامير شمس الملّة و الدّين ابى سعيد ( شيخ

--> ( 1 ) . سوره فرقان ، آيه‌هاى 28 و 29 « اى واى كاش فلانى را دوست [ خود ] نگرفته بودم ، او [ بود كه ] مرا به گمراهى كشانيد ، پس از آنكه قرآن به من رسيده بود » .