عبد الله قطب بن محيى

443

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

الاخوان و الى ساير الاخوان واحدا بعد واحد ، و السّلام على وليّى فى اللّه الامير محب الملّة و الدّين الشيخ محمد سيّد الاخوان حيث كان ؛ امّا بعد ) . مردگان تمنى مىكنند كه كاش زنده بوديمى و در راه خدا كارى كرديمى ؛ چون شما زنده‌ايد زندگى را مغتنم شماريد و كارى كنيد ، خستگان تمنى مىكنند كه كاش تندرست بوديمى كه به همين از خدا خشنود مىبوديم و براى فضولات و زوايد خود را رنجه نمىداشتيم ، چون كه شما تن‌درستيد آن وعده كه ايشان مىكنند بجا آوريد و از پى فضولات عيش و بود و نابود آن غصه مخوريد ، دانم كه بارها هر يك از شما خسته شده و با خود گفته كه اگر مرا تنى درست باشد و نان جو و صعترى كه خورم از من خوشحال‌تر در جهان كه باشد ؟ اينكان تن درست و نان گندم و صعتر ، از شما خوش‌دل‌تر كس بايد كه نباشد « اذا اكلت رغيف خبز و شربت عليه شربة ماء فعلى الدّنيا الدّمار » . اى اخوان ! كار جهان يكسان نمىباشد و حال آدمى به يك نهج نمىماند ، پنج چيز را پيش از پنج چيز غنيمت مىبايد شمرد : 1 ) زندگانى پيش از مرگ ، 2 ) تندرستى پيش از خستگى ، 3 ) جوانى پيش از پيرى ، 4 ) توانگرى پيش از درويشى ، 5 ) فراغ پيش از شغل ، هركس را كه اين پنج نعمت دست داد و در آن كار خود نساخت واى بر او ، چون دور بگردد و حال ديگرگون شود و اين نعمت‌ها از وى سلب كنند : چون توانستم ندانستم چه سود * چون بدانستم توانستم نبود اى اخوان ! زندگانى امرى عظيم است آسان به هم نيفتاده از آن روز كه آسمان آفريده شده و به گردش درآمده مىگردد و تخم حيات هركس را كه در نهاد زمين نهاده‌اند آبيارى مىكند ، تا درخت هستى يكى نهال برمىكشد ، پس چنان دانيد كه چندين هزار سال در كار بوده‌اند تا يكى از شما راست شده و خلعت هستى يافته ، اما تا اين كار تمام نشده ديده شما بر آن نگشوده‌اند ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لا