عبد الله قطب بن محيى

410

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

اطبّا نكرده و معرفت امزجه و طبايع و خواص چيزها ندارد . و علاوه اين تشبيه نظر به حال مشتبه است كه مرتكب معاصى است كه خوف ندارد ( علاوه ) اين آنكه حكايتى چند پراكنده شنيده كه در هر قرنى يكى از آن واقع شده كه فلان كس را مار بگزيد و نمرد و فلان كس زهر خورد و جان برد ! اى سبحان اللّه آن هزار كس كه به زخم مار مردند ياد نمىكند ، همين يك كس را سند مىسازد ! بلى زهر هم چنان تلخ به كس نمىدهند ، زهر با انگبين مىآميزند و به خورد مرد مىدهند كه « حفّت النّيران بالشّهوات » حرص انگبين اين كس را كور و كر مىسازد كه « حبك الشّىء يعمى و يصمّ » تا شبهه را حجت مىانگارد و حجت را فراموش مىكند وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ ، وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍّ ، « 1 » إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ . « 2 » * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 170 - [ چرايى ترك گناه ] ( من عبد اللّه قطب بن محيى الى الاخوان الالهيّين ، اشوق بى اليهم ) . سابقا مىشمرديم كه هرگاه هفت كس شويم به عدد اصحاب كهف از خلق عزلت جوييم ، به حمد اللّه كه حالى به رحمت خداى عزّ و جلّ و فضل او از هفت زياده يافت شده وقت انجاز آن عهد است و يك جهت عبادت را شدن ، و ديگر روى با روى دنيا به نيّت دنيا ناكردن « اللّهمّ بتأييدك و عونك و نصرك » و اخوان بدانند كه ارتكاب اين معنى اگر چه ظاهرا از فضائل مىنمايد نه از فرائض ( امّا ) حقيقة از فرائض است و روش سالكان ، اگر چه صريحا حق عزّ و جلّ آن را بر مردمان واجب نكرده اما « من

--> ( 1 ) . سوره زمر ، آيه‌هاى 36 و 37 « و هركه را خدا گمراه گرداند برايش راهبرى نيست ، و هركه را خدا هدايت كند گمراه كننده‌اى ندارد » . ( 2 ) . سوره حج ، آيه 18 « خدا هرچه بخواهد انجام مىدهد » .