عبد الله قطب بن محيى
409
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 169 - [ يأس ، ترس ] ( من عبد اللّه الفقير قطب بن محيى الى وليّى فى اللّه و حبيبى الامير عماد الدين جعفر جعله اللّه تعالى من عباده الصّالحين ) . يأس كه كفر است يأسى است كه ثمرهء جهل به قدرت يا جود خداى عزّ و جلّ باشد ، خواه در امر دنيوى خواه در امر اخروى ، اما يأسى كه ثمرهء ذهول از آن باشد كفر نيست از صغاير قريبه ، به كبائر است كه در لسان جمهور آن را كبيره مىگويند ، اما نزد فقها كبيره عبارت است از ذنوبى كه آن را حدود باشد ، و فرق ميان يأس كه حرام است و خوف كه محبوب است آن است كه خايف تجويز نجات مىكند و آيس نه ، مثلا اگر كسى قدحى زهر هلاهل آشاميده باشد او را چهار حال متصوّر است . 1 - آنكه اميد حيات نداشته باشد بنا بر جهل به ثبوت قدرت و اعتقاد آنكه مؤثر جز مزاج و طبيعت نيست به قانون دهريان ، اين كس كافر است . 2 - آنكه اميد حيات نداشته باشد بنا بر عقيدهء فاسدهء بنا بر آنكه نظر به وجود علت عادى موت او را ذاهل و غافل گردانيده باشد از تذكرهء قدرت الهى ، اين كس آثم است ، چه وظيفهء مؤمن اين است كه « يقظان القلب » باشد و « دائم الاستعانة » به حق و « دائم الرّجوع » به او ، اين غفلت براى شدّت توغّل او است در ملاحظهء اسباب و قلّت اشتغال به ذكر خداى عزّ و جلّ و طلب معونت از او ، چنين كس بىادب و گناهكار است ، اما كافر نيست . 3 - آنكه خايف باشد از موت بنا بر ظهور مخايل و امارات آن و وجود سبب عادى ، اما تجويز كند كه نميرد بنا بر تذكّر قدرت وجود خداى عزّ و جلّ ، اين كس مردى است مطيع معتدل عاقل . 4 - آنكه خايف از مرگ نباشد بنا بر آنكه مردى است روستايى كوهى كه مخالطه با