عبد الله قطب بن محيى
400
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
ايشان را متزلزل نمىتوان ساخت ، كوه را از هبوب عواصف چه پروا است ؟ كاه است كه از آن ترسان و لرزان است ! اگر چه دانم ، كه اخوان به قوّت شوق گويند اما قوهء شوق غير قوت يقين است ، بر كوهى خود اعتماد نكنند و احتياط مرعى دارند كه امتحانات خداى عزّ و جلّ بسيار است و اللّه العاصم . ( يكى از اخوان نوشته بود كه به خواب مىديدم كه بعضى را از اخوان شبههاى روى نموده و وهنى پيدا شده . [ جواب : ] از اين خواب غمى نيست ، مقصود تنبّه ما است كه برگشتن كسى كه اعتماد بر او از همه زياده است متصوّر و ممكن است ، تا اعتماد بر خداوند باشد عزّ و جلّ نه بر غير او ، مقتضى اين تنبّه را قبول كرديم . خدا را خود گواه گرفتيم كه اگر تمامت اخوان هر يك به جاى آن مقدار اعتقاد كه دارند هفتاد چندان انكار پيدا كنند و به عوض هر قوّتى كه دارند هفتاد چندان تبرّى پيش گيرند ، ما به حال خود باشيم و از سلوك راه خداى عزّ و جلّ و حسن ظن به او باز نايستيم بلكه آن مقدار كه ايشان از راه خداى رفتن پاكم كنند ما در آن افزاييم تا يك تنه به حول و قوهء خداى كار همهء ايشان بكنيم اگر خداى عزّ و جلّ مدد كند ) . خدايا تو مىدانى كه ما را از تو روى برگشتن نيست « الّا ان تشاء شياء » اگر ما را ذره ذره مىكنند افتادهء اين خاك راهيم ، ما را از اينجا نتوانند برد مگر به خاكستان : به شرطى دل به كوى او فُرو شُد * كه تا جان بر نيايد بر نيايد اگر ما را مدد و رفيق و همجنس و همدرد ببخشى كار بر ما آسان كرده باشى به رحمت تو و اگر غير اين كنى و اضداد بر ما گمارى كار بر ما سخت كرده باشى ، آن سختى بكشيم به مدد تو ، خدايا آن يك اول كن و بر بندهء ضعيف ناتوان خود ببخشاى و شفاعت خواهم به آن رسول تو است ابوالقاسم محمد صلى اللّه عليه و آله « الهى ان لم يك على غضبك فلا ابالى و لكن عافيتك هى اوسع لى ، اعوذ بنور وجهك الّذى اشرقت له الظّلمات و صلح عليه امر الدّنيا و الآخرة من ان تنزّل فىّ غضبك او يحلّ بى سخطك لك الغنى حتّى ترضى لا حول و لا قوّة الّا بك » و السّلام على الاخوان . * * *