عبد الله قطب بن محيى
384
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
مرآة المؤمن » هرآينه خيرات كه طوايف اهل كمال كه متعلق محبت اواند به مساعدت استعداد و موافقت اسباب اكتساب كرده باشد به طريق انعكاس در مرآت قلب او بازديد گردد . و مثل او و ايشان مثل نقاش رومى و چينى باشد كه نقاش چينى رنگآميزى كردى و هر گونه نقش در طرف خود نگاشتى و نقاش رومى پيوسته طرف خود را جلا دادى ، چون پرده از ميان برداشتند كه در بر هم كار ايشان ببينند ، هر نقش كه نقاش چينى كرده بود در طرف نقاش رومى به طريق انعكاس پيدا شد با مزيد صفايى ، پس اهل محبت به چابك دستى عشق در اين بازار عيّاروار غارتگر كمالات و خيرات ساير بشرند و اين احاطه بدين لطافت خصيصهء ايشان است ، سزد ار آن عالىجناب كمالات اكتساب اسب همت در مضمار محبت تازد و در اين عرصه سپنج راستى را جز اين بازى نبازد و الحق آثار اين نجابت و نقوش اين حسن اصابت از ناصيهء احوال آن فرخنده فرومىتوانخواند و همين باعث شد بر تصدير نامه به اين شيوه سخن « و الى اهله يساق الحديث » و السلام . ( و مقصود كلّى و غرض اصلى تجديد اساس محبّت و توكيد قواعد مودّت ، كه چون دارنده روانه آن صوب بود صحبتش از تذكره خالى گذاشتن خلاف شرط و داد و مقتضى ائتلاف و اتحاد نموده ، نامه كه سابقا در صحبت وليّم و حبيبم الفقيه عماد الملّة و الدّين عبد العزيز « اعزّه اللّه تعالى بعزّه » ارسال فرموده بودند ، رسيد و از رسيدنش اتمّ بهجت و سرور به دل رسيده ، توقع همين است كه نهال و داد ، به مياه مراسلات مدام ، غضّ و طرى دارند و به اعلام سلامتى حال خجسته بال پيوسته مشرف فرمايند ، چون غرض عرض اخلاص بود ، به همين اكتفا رفت . و السّلام على اولا و آخرا و رحمة اللّه و بركاته و السّلام على جمع الاخوان ) . * * *