عبد الله قطب بن محيى
377
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
ديگرى بر آن رچ رود ، همچون جايى كه برف فراوان افتاده باشد كه يك كس پيش شود و رچ افكند و راه بازديد كند ، آنگاه ديگران بر اثر او روند ، جز آنكه رچ مذكور بر برف زنند و رچ راه بهشت بر آتش ، اگر چه برف نيز از اين حديث دور نيست ، چه آنجا زمهرير نيز باشد ، هرآينه بعضى از آن رچ بر محل زمهرير افتد . هركس كه امروز تابع فرمان خداى عزّ و جلّ باشد ، آن روز بر اثر آن خطوات ربّانى تواند رفت و هركس كه امروز تابع خطوات شيطان باشد آن روز آن راه چگونه بيند و بر آن چگونه رود ؛ هركس كه امروز بر صراط مستقيم باشد ، آن روز بر آن صراط مستقيم باشد ، و گفته شد كه قيامت نيز چيزى چنين است كه خداى عزّ و جلّ مبدأ قيام آن را در غيبى از غيوب خود نهاده كه اين هستى را راه به آن نيست و اثرى و خبرى از آن در اين جهان نيست و مايه و قوّهء آن اينجا مودّع نه ، چنانچه مرغ در حجر نباشد بدان گونه كه در بيضه است ، اگر چه به قدرت از حجر بيرون توان آورد ، چنانچه از بيضه ، مانند ناقهء صالح همچنين قيامت سماء و عالم را برشكافد و بارز گردد چنانچه ناقهء صالح كوه را بر شكافت و بيرون آمد ، قال اللّه تعالى : فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِنْ كَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِيباً السَّماءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ كانَ وَعْدُهُ مَفْعُولًا . « 1 » و اشاره به اين كمال خفاى قيامت فرموده آنجا كه گفته أَكادُ أُخْفِيها « 2 » اى عن نفسى ، هكذا قال المفسرون و كذا قرأ ابن عباس و ابن مسعود ، و گفته شد كه مرور بر صراط تعلق به مؤمنان و منافقان دارد ، كذلك قال حجة الاسلام الغزالى : آنها كه نه ظاهرا و نه باطنا به شرعى و راهى نگرويده باشند ، ايشان را از شفير جهنم در جهنم افكنند كه وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلى جَهَنَّمَ وِرْداً « 3 » اما منافقان از طرفين صراط در جهنم
--> ( 1 ) . سوره مزمل ، آيههاى 17 و 18 « پس اگر كفر بورزيد چگونه از روزى كه كودكان را پير مىگرداند پرهيز توانيد كرد ، آسمان از [ بيم ] آن [ روز ] در هم شكافد ، وعدهء او انجاميافتنى است » . ( 2 ) . سوره طه ، آيه 15 « مىخواهم آن را پوشيده دارم » . ( 3 ) . سوره مريم ، آيه 86 « و مجرمان را با حال تشنگى به سوى دوزخ مىرانيم » .