عبد الله قطب بن محيى
378
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
جاويد افتند و متقيان سرراست بىزحمت بر صراط مرور كنند و به بهشت روند و عصات مؤمنان به تعب و زحمت و مكابده « خدشهء كلاليب » مرور كنند و به بهشت روند « بالتّفصيل المذكور فى الاحاديث » و تشبيه جهنم به خندق شد و بهشت به مملكت و صراط به پل . و وراى اين دو قسم ناظر ( را ) قسمى ديگر مثبت شد كه ناظر باشد از وراى زجاجه غير ملوّنه ، همچون كسى كه ذايق باشد به آب دهن عذب يعنى خالى از همه طعوم و گفته شد كه اين حال همهء مؤمنان است در آخرت به لقاء اللّه ، چنانچه از حديث رؤيت معلوم مىشود و تشبيه به آفتاب كه ابر در پيش آن نباشد و به ماه شب بدر ، و گفته شد كه حال نبى صلى اللّه عليه و آله با كلام اللّه در حين نزول از اين قبيل است ، از اين جهت كلام به همان صرافت كه به او مىرسد ، باز مىرساند : « غير منصبغ به بصبغ استعداد منزل عليه » و تمثيل به حال كوزهء چينى شد كه گل باز نمىدهد و كوزهء سفالى كه آب را گلناك مىسازد و به حال املس حقيقى كه با وجود كه آب به روى ريزند تر نشود ، چون هيچ آب به خود نگيرد ، چه تر حقيقى آب است و آنچه را تر گويند ترى او عبارت از « لصوق اجزاء صغار مائيه » باشد به او ، بنا بر مسام دقيقه كه در او باشد ، چنانچه كه جامه را كه گويند سياه شد و برنج را كه گويند چرب است از اين قبيل باشد ، چه سياه حقيقى آن نيل است كه از جوانب بر جامه محيط شود و چرب حقيقى آن روغن است كه برنج به آن آلوده گردد ، و اينكه گويند جامه سياه شد مجاز باشد ، بلى غوره كه گويند سياه شد حقيقت باشد . و در اين قسم سائل سؤال كرد كه چون در بهشت همه كس بىحجاب يا بىتأثير حجاب بينند تفاوت درجه ميان ايشان در چه باشد ؟ و جواب گفته شد كه تفاوت عايد به ادراك صفات باشد و ذكر اسم اعظم و رفيع الدّرجات اينجا ( با ) شد و گفته شد كه اگر هم فرضا تفاوت براى بقاى حجاب باشد ، هر حجاب كه شأن ارتفاع نداشته باشد آن را به حجاب نتوان شمرد ، چنانچه ماده چون آهنگ صحت داشته باشد ، حالت