عبد الله قطب بن محيى

372

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

چگونه چيزها باشد كه عارف محقق كه شناساى آن است از آن چنين ترسان است بر مقربان خداى عزّ و جلّ تا خود چه رسد به حال ديگران . در تفسير وَ تَرى كُلَّ أُمَّةٍ جاثِيَةً « 1 » گفته‌اند : « انّ جهنّم تزفر زفرة لا يبقى احد الّا جثا لركبتيه حتّى ابراهيم الخليل يقول نفسى لا أسألك اليوم الّا نفسى » . از كعب الاحبار منقول است كه « و اللّه لو انّ لرجل يومئذ عمل سبعين نبيّا لاستقلّ عمله من شدّة ما يرى ، و اللّه لو ولى من غسلين و لو واحد فى مطلع الشّمس لغلت منها جماجم قوم فى مغربها ، و اللّه لتزفرنّ جهنّم زفرة لا يبقى ملك مقرّب و لا غيره الّا خرّ جاثيا على ركبتيه ( يقول ) ربّ نفسى نفسى و حتّى نبيّنا و ابراهيم و اسحاق عليهم السّلام » . اى جماعت اخوان ! قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ « 2 » عَمَّ يَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ « 3 » ، إِنَّ هؤُلاءِ يُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ يَذَرُونَ وَراءَهُمْ يَوْماً ثَقِيلًا « 4 » ، ثَقُلَتْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً « 5 » اين‌ها همه شرح عظمت و جلالت و مهابت و سطوت آن روز است ، مسكين آدمى عاجز ضعيف كه در چنگال آن اهوال افتد و چيزها بيند كه هرگز نديده باشد كه چگونه حيران و هايم و دست‌پاچه گردد : يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ . « 6 » آدمى هرچه مكرّرا ديد ( و ) بر آن گستاخ شد و راه و روى آن بشناخت با آن زياده

--> ( 1 ) . سوره جاثيه ، آيه 28 « و هر امتى را به زانو در آمده مىبينى » . ( 2 ) . سوره ص ، آيه‌هاى 67 و 68 « بگو اين خبرى بزرگ است ، [ كه ] شما ازآن‌روى برمىتابيد » . ( 3 ) . سوره نبأ ، آيه‌هاى 2 و 3 « از آن خبر بزرگ ، كه درباره آن با هم اختلاف دارند » . ( 4 ) . سوره انسان ، آيه 27 « اينان دنياى زودگذر را دوست دارند و روزى گران‌بار را [ به غفلت ] پشت سر مىافكنند » . ( 5 ) . سوره اعراف ، آيه 187 « [ اين حادثه ] بر آسمان‌ها و زمين گران است جز ناگهان به شما نمىرسد » . ( 6 ) . سوره قارعه ، آيه‌هاى 4 و 5 « روزى كه مردم چون پروانه [ هاى ] پراكنده گردند ، و كوه‌ها مانند پشم زده شده رنگين شود » .