عبد الله قطب بن محيى

333

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

وى را مىآموزند به همان صرافت بازمىگويد ، هرچه به وى مىسپارند ، همچنان باز مىدهد . در امانت خيانت نمىكند ، مثل او مثل كوزه‌اى است كه چون آب در او كنند ، بعد از آنكه آشامند به همان طعم و رنگ و رقّت و صفا باشد كه پيش از آنكه در كوزه نرفته بود . از جانب خصوصيّت كوزه هيچ لاحق او نشود . هركس كه به مثل اين مقام رسيد ، فيض در او به همان صرافت كه از مبدأ مىآيد با او مىرود و آنچه ازآنجا آيد سزاوار آنجا باشد ، پس شكر چنين كس سزاوار جلال احديت باشد و ذكر او لايق قدس جبروت ، اما هركس كه مثل او مثل كوزهء باشد كه آب كه در او كنند طعمش گردد و رنگش ديگر شود ، جرم گل داخل او شود به رقّت و صفاى خود نماند ، گفتار كه از چنان كس خيزد به خداى عزّ و جلّ نرسد إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ « 1 » كلم او خبيث است با او گردد كه الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ « 2 » اين آن عمل است كه در آسمان بر آن نگشايند و به روى عامل باززنند . حاصل ، فيض از سرچشمهء قدرت به مثابهء آب از چشمه روان است آب از چشمه كه بيرون مىآيد پاك و صافى مىباشد ، چون در مجارى گذار كرد ، اگر مجارى پاك و رفته است ، هيچ خاك و خاشاك عارض او نمىشود ، هيچ معنى غريب لاحق او نمىگردد ، به همان لطافت و صرافت خود مىرسد و اگر مجارى آلوده و ناپاك باشد آب از حال خود بگردد ، قلوب اهل اللّه به مثابت مجارى پاك رفته است إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً « 3 » فيض در ايشان به همان صرافت خود باشد ، ناچار چون به خداى عزّ و جلّ رود پذيرفته افتد كه آنچه ازآنجا باشد سزاوار آنجا باشد ، و قلوب اهل جهل به مثابت مجارى آلودهء ناپاك است ، فيض در ايشان

--> ( 1 ) . سوره فاطر ، آيه 10 « سخن‌هاى پاك به سوى او [ خدا ] بالا مىرود » . ( 2 ) . سوره نور ، آيه 26 « زنان پليد براى مردان پليدند » . ( 3 ) . سوره احزاب ، آيه 33 « خدا فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [ پيامبر ] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند » .