عبد الله قطب بن محيى

334

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

مكدّر و تيره شود و پرخاك و خاشاك ، چون به خداى عزّ و جلّ رود پذيرفته نيفتند . آنچه گويند صبر باللّه و شكر باللّه و سمع باللّه و بصر باللّه و بطش باللّه و مشى باللّه ، همه عبارت از همين باشد كه اين معانى در او به همان لطافت و صرافت باشد كه در آن مرتبه كه از قلم قدرت فرومىچكد و به غشاوهء جهل او و سوء كسب او هيچ از تلألؤ انوار اين حقايق كه لئالى و جواهر معادن غيبند ، مستور نشود ؛ هرآينه ديدهء چنين كس چنان باشد كه [ به ] هرچه نگاه كند به غور آن برسد و كنه آن بيند و هيچ از شأن آن از او پوشيده نماند « اتّق من فراسة المؤمن فانّه ينظر بنور اللّه » اين باشد . حاصل كلام آنكه معنى سماع باللّه آن است كه شنود به سمعى وهبى كه خداى عزّ و جلّ آفريند لايق قدرت خود ، نه مقيّد به استعداد اين كس . اگرچه استعداد [ را ] نيز خداى عزّ و جلّ آفريند ، آنجا كه آفريند ، اما آفرينش خداى عزّ و جلّ دو نوع است : يك نوع آن است كه اول استعدادى در محلّى آفريند ، آن‌گاه چيزى فراخور آن استعداد آفريند و مثل اين را كسبى گويند ، و يك نوع آن است كه ابتدا چيزى در آن محل آفريند بىسبق خلق استعدادى و مثل اين را وهبى گويند . افعال و احوال عامهء ناس از قبيل نوع اول است و افعال و احوال مقرّبين از قبيل نوع دوم و آنچه از اعمال غير مقرّبين پذيرفته افتد و در آسمان براى آن گشايند ، به حسب قليل شوبى است كه از مشرب مقرّبين با آن است و مزاجى كه كأس ايشان را است از سلسبيل ايشان وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ « 1 » و السّلام على وليّى . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 138 - [ ملازم باب اللّه باشيد كه ازآنجا كام مىتوان يافت ] من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه و عونى الى اللّه الامير محبّ الملّة و الدّين الشيخ

--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيه 213 « و خدا هركه را بخواهد به راه راست هدايت مىكند » .