عبد الله قطب بن محيى
325
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
استماع موعظه رغبتى و چون سخن حق به وى رسد به آن كار بند گردد و حال او بعد از رسيدن تذكره به وى مساوى حال او قبل از رسيدن تذكره به وى نباشد و هركس كه چنين نباشد نصيب او از اين نامه درست شدن حجت خداى است بر او و زيادتى استحقاق مقت و عذاب ، و مضمون اين نامه آنكه خداى عزّ و جلّ نگاه كرد در خاك ، بعضى را از آن ، خاكى پاك يافت نورانى ربّانى و بعضى ار خاكى پليد يافت ظلمانى شيطانى ، اما به نقد هر دو يكسان مشغول به تسبيح خوانى ، و نظر به آن نهاد ناپاك بود كه در حين خطاب فرمود : ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً « 1 » امّا چون شمول عجز و ناتوانى و بىاسبابى هر دو را يكسان در مقام بندگى و فرمانبردارى بداشته بود ، گفتند : اتينا طائعين . اما حكمت و خبرت خداى عزّ و جلّ كجا به اين سازد و پردهء التباس از اين حكايت برنيندازد . خداى عزّ و جلّ نور است و صفت نور كشف و ابانت امور باشد ، براى اظهار اين حكم و اتمام اين حكمت از آن خاكها صور بشرى بر ساخت و اسباب استقلال و اختيار در چنگ ( جبلّت ) ايشان انداخت و ايشان را به ايشان داد . بعد از آن ايشان را از مقام ايشان امر و نهى كرد و خداوندى خود و بندگى ايشان در آن به ظهور رسانيد ، آنان كه نهادهاى پاك بودند در مقام صبر و تقوى جاى ساختند و فرمان خداى را مطيع شدند ؛ و نهادهاى ناپاك به استيفاى حظ خود مشغول شدند و فرستادهء خداى را به هيچ گرفتند و به سخنان او مبالات ننمودند و تر و خشك هرچه پيش راه ايشان آمد و مانع وصول ايشان بود به شهوات خود از راه برداشتند ! أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا . « 2 » چون ناپاكى و بىباكى ايشان واضح شد و حجت خدا بر ايشان درست شد ، منتقم
--> ( 1 ) . سوره فصلت ، آيه 11 « خواه يا ناخواه بياييد » . ( 2 ) . سوره مريم ، آيه 59 « نماز را تباه ساخته و از هوسها پيروى كردند و به زودى [ سزاى ] گمراهى [ خود ] را خواهند ديد » .